شجـــره طيبه صـالحين

پـــايگـاه مقاومت بسيج شهيد مطهري شهـــــر كهــره ( هليلان)

شجـــره طيبه صـالحين

مظفر كوچكي
شجـــره طيبه صـالحين پـــايگـاه مقاومت بسيج شهيد مطهري شهـــــر كهــره ( هليلان)

فراخوان گردان عاشورا

 

 

تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی


برچسب‌ها: فراخوان حوزه ای

تاريخ : یکشنبه 27 مرداد1392 | 9:42 | نویسنده : مظفر كوچكي |

حجاب ؛ عامل افزایش اعتماد به نفس

حجاب ؛ عامل افزایش اعتماد به نفس

 

رعایت مسآله عفاف و حجاب در بهداشت روان افراد بسیار تاثیر گذاراست. به طوری که اضطراب و نگرانی را کم کرده ، و موجب بالا رفتن اعتماد به نفس اشخاص می گردد.
به گزارش ستاد اطلاع رسانی نخستین جشنواره و همایش نور ، دکتر سیما فردوسی؛ عضو هیات علمی دانشکده روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی و کارشناس برنامه های تلویزیونی ضمن بیان این مطلب گفت: جدیدترین تحقیقات نشان داده زنانی که مایل به نشان دادن خود به مردان غریبه هستند، به توانایی های درونی خودشان اعتماد کافی ندارند و از همین رو به سمت استفاده از جاذبه های ظاهری روی می آورند.
مدیر سابق گروه روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی، در ادامه به تفکرات تربیتی متفاوت به عنوان آفتی برای پرورش دینی کودکان و نوجوانان اشاره کرد و گفت: جامعه ما دارای تفکرات متفاوت و سبک های مختلف تربیتی است. بنابراین لازم است در مرحله اول پدران، مادران و معلمان مدارس نسبت به جایگاه و اهمیت حجاب توجیه شوند تا در مرحله دوم با آموزش مفاهیم عفاف و حجاب از سنین خردسالی ، بتوانیم شاهد شکل گیری یک جامعه دینی یکپارچه باشیم و نفاق ها و دوگانگی های شخصیتی موجود که بر اثر تربیت های چندگانه است، بر طرف شود.
وی درمورد تاثیر رسانه ها به خصوص رسانه های تصویری و نقش آن در ترویج فرهنگ عفاف و حجاب تاکید کرد: مخاطبان در سنین نوجوانی و جوانی به صورت ویژه ای از رسانه ها خصوصا رسانه های تصویری الگو می پذیرند. بنابراین لازم است رسانه ها به شکلی جذاب مساله پوشش را برای مخاطبان مطرح کنند و ویژه برنامه هایی را با تکیه بر تحقیقات محکم ترتیب دهند که باعث جذب نوجوانان، و جوانان گردد.



تاريخ : شنبه 26 مرداد1392 | 0:28 | نویسنده : مظفر كوچكي |

اگر اسلام نمی‌گفت حجاب ...

اگر اسلام نمی‌گفت حجاب ...


در این‌ نوشتارسعی شده تاثیر حجاب بر تعیین سطح حساسیت جنسی جامعه و اثرات ناشی از این پدیده بر جامعه، نوع نگاه شوهران به همسران در درون خانواده و نقش حجاب در تحکیم خانواده ها و نیز بهبود فضای کسب و کار جامعه مورد ارزیابی قرار گرفته است.
گروه فرهنگی عرش نیوز-مرتضی آذر برمس:در این نوشتار سعی شده است حجاب به لحاظ تاثیراتی که در جامعه می‌گذارد بررسی شود تا ببینیم اگر اسلام حکم به حجاب نمی‌داد آیا باز هم این امر لازمه‌ی جامعه سالم بود یا نه؟ منظور ما از پوشش و حجاب مناسب در این‌جا نوعی از ظاهر اعم از پوشش، آرایش و رفتار است که حداقل تحریک جنس مخالف را در پی (یا در‌بر) داشته باشد. و در این‌جا بیشتر به تاثیرات پوشش زنان تمرکز شده است و پرداختن به پوشش مناسب مردان مجالی دیگری می‌طلبد. نکته‌ی دیگر این‌که یقیناً بعضی از اثرات ذکر شده در این‌جا در آغاز مسیر جامعه‌ی روبه پوشش نامناسب به این شدت دیده نشده و نیاز به گذشت زمان و گسترش بیشتر بی‌حجابی خواهند داشت.
یکی از مهم‌ترین اثرات پوشش مناسب این است که مردانی که فعلاً به لحاظ مالی، خانوادگی یا ... امکان ازدواج برایشان فراهم نیست، کمتر تحریک شده و لذا کمتر به مشکلات بعدی دچار خواهند شد. میل جنسی به گونه‌ای است که شخص هر چه بیشتر در معرض عوامل تحریک کننده قرار بگیرد این میل بیشتر و بیشتر خواهد شد. شاید گفته شود اگر حجاب استفاده نشود افراد رفته رفته به ظاهر جنس مخالف عادت کرده و لذا مشکلاتی که جامعه ما گریبان‌گیر آن‌ها شده است دیگر رخ نخواهد داد. درست است که اگر حجاب در جامعه نباشد افراد تا حد زیادی به بعضی حالات جنس مخالف عادت خواهند کرد –البته آن‌قدر ظواهر مختلف در جامعه وجود دارد که عادی شدن کامل این مسئله نیز محل بحث است- اما این نکته بر کسی پوشیده نیست که میل جنسی میلی نیست که با عادت کردن خاموش شود و به عفاف منجر شود. بلکه این امر سطح توقع جنسی افراد را بالاتر خواهد برد. و افراد به مراتب بالاتری فکر خواهند کرد.
شاید تنوع‌طلبی جنسی جوامع غربی که گاهی تا حد هم‌جنس گرایی و خشونتِ جنسی نیز پیش می‌رود زاییده‌ی بالارفتن سطح توقع جنسی باشد. در حالی‌که استفاده از پوشش مناسب، سطح تحریک جامعه را پایین نگه می‌دارد. مثال ساده‌ای از بالا رفتن این توقع را شاید بتوان این‌گونه بیان کرد: بالا رفتن سطح تحریک می‌تواند جوان گمراه را از مرحله‌ی چشم‌چرانی چهره‌ی دختران تا مرحله‌ی حتی تجاوز نیز پیش ببرد و اغراق نیست اگر بگوییم در جامعه‌ای که مردان آن به دیدن ظاهر بدون پوشش مناسب زنان عادت کنند هیچ بزهکاری جنسی در آن جامعه دور از ذهن نخواهد بود. یکی دیگر از آسیب‌های مهم بی‌حجابی این است که بانوان جامعه را به سمت هر چه زیباتر ظاهر شدن در سطح جامعه سوق خواهد داد. طبیعی است که حتی مردی با همسر زیبا اگر در جامعه‌ای باشد که زنان آن با انواع چهر‌ه‌ها و آرایش‌ها و لباس‌ها جلوه‌گری می‌کنند (در حالی‌که روز به روز ظاهر همسرش برایش عادی‌تر می‌شود و روز به روز گذر عمر ظاهر همسرش را فرسوده‌تر می‌کند) زنان و دختران جامعه را زیباتر از همسر خود خواهد دید (البته اگر حتی مرد اهل نگاه کردن هم نباشد بالاخره ناخودآگاه چهره‌هایی را خواهد دید)؛ و طبیعی است که این شرایط بر مرد و نگاهش به ظاهر همسرش تاثیر خواهد گذاشت و اگر مرد خیلی خویشتن‌دار نباشد اقدام به روابط پنهانی، تلخ کردن زندگی با همسرش و حتی طلاق و ازدواج مجدد خواهد کرد (واضح است که این‌جا نوعی از طلاق و ازدواج مجدد مورد نکوهش قرار گرفت که به خاطر هوس‌های جنسی بوده باشند).
زنی که با آراستن خود از مردان دیگر دل‌بری می‌کند در آینده‌ای نه‌چندان دور، زنان زیباتر از او از مرد او دل‌بری خواهند کرد. همان‌گونه که گفته شد یکی از مشکلات بی‌حجابی این است که در چنین اجتماعی، زنان جامعه به سمت هر چه زیباتر نمودن ظاهر خود پیش خواهند رفت و ناخودآگاه رقابتی بین زنان جامعه بر سر این قضیه بوجود خواهد آمد و دور از ذهن نیست که در سطح جامعه، زنانی که از ظاهر زیباتری برخوردار باشند بیشتر مورد توجه و لطف! مردان قرار بگیرند و بقیه توانایی‌ها و استعدادهای زنان تحت الشعاع قرار گیرند. از طرف دیگر اگر چنین فرهنگ جلوه‌گری و ظاهرسازی در جامعه رواج پیدا کند، دخترانی که از ظاهر خیلی زیبایی برخوردار نیستند بعید نیست که با مشکل ازدواج مواجه شوند. هم‌چنین یکی دیگر از نکات مثبتی که بر حفظ پوشش مناسب در سطح جامعه مترتب است این است که از آن‌جا که مرد قبل از ازدواج انواع و اقسام زنان با ظاهر آرایش کرده و زیبای مختلف را رصد نکرده، لذا بعد از ازدواج ظاهر همسرش برایش بسیار جذاب بوده و همسرش را با کسی مقایسه نخواهد کرد و برای این چنین مردی ازدواج پایان محرومیت جنسی خواهد بود نه آغاز محدودیت. یکی دیگر از ثمرات جامعه‌ی با کمترین عوامل محرک این است که فضای کسب و کار جامعه فضای عاری از افکار و رفتارهای جنسی شده به پویایی و بالارفتن بازده فعالیت‌ها منجر خواهد شد. واضح است که اگر مردی همکارانش زنانی بدون پوشش مناسب باشند فکر و رفتار مرد را تحت الشعاع قرار خواهد گرفت. پس می‌‌توان گفت پوشش مناسب علاوه بر اینکه مانع از تحریک بیشتر افراد مجرد می‌شود، با پایین نگه داشتن سطح حساسیت جنسی جامعه، آن را تا حد زیادی از بزه‌ها دور نگه می‌دارد و با جلوگیری از مقایسه همسران با زنان دیگر توسط شوهران و حفظ جذابیت زنان برای همسران‌شان باعث تحکیم
خانواده‌ها
می‌گردد؛
حجاب مناسب هم‌چنین با کاهش عوامل محرک، بازده فضای کسب و کار جامعه را بالا می‌برد.



تاريخ : شنبه 26 مرداد1392 | 0:24 | نویسنده : مظفر كوچكي |

حجاب ارزنده ترین زینت زن

حجاب ارزنده ترین زینت زن

سوال: چرا روایت شده که ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است؟

جواب: قبل از پرداختن به پاسخ، این نکته را خاطر نشان می سازم که، اسلام بدان جهت که دین جهانی و جاودانی است، در همه ی احکامش رعایت سهولت را نموده و در قرآن کریمش فرموده: که خدای تعالی نمی خواهد شما را در تنگنا قرار دهد، بلکه می خواهد از تنگناها نجات بخشد.

«یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر»

اسلام بدین جهت، زن را از پوشاندن صورت و دست ها معاف کرده و پوشاندن صورت و دست را بر آنان واجب نکرده است و بسیاری از فقها نیز همینطور فتوی داده اند، البته بعضی دیگر از فقها صورت و دو دست را نیز عورت و پوشاندن آن را واجب دانسته اند.

و اما جواب سوال: ماخذ این سوال حدیثی است از رسول خدا صلی الله علیه و آله که از اصحاب خود پرسیدند: بهترین چیز برای زنان چیست؟ کسی پاسخ نداد. امیرالمومنین می فرمایند: من به خانه آمدم سوال آن جناب را برای فاطمه سلام الله علیها نقل کردم. حضرت زهرا فرمودند: چرا پاسخ ندادید که بهترین چیزها برای زن آن است که مردی او را نبیند و او مردی را نبیند.

همانطور که قبلا نیز اشاره شد، اگر مساله ی عسر و حرج زنان نبود، پوشاندن دست و صورت، واجب تر از پوشاندن سایر اعضا بود، زیرا آنچه مردان نامحرم را بیشتر به هوس می اندازد صورت است. برای اینکه آنچه یک مرد بیگانه در زن نامحرم می بیند و در زن خود آن را نمی بیند، همان جمال صورت است و گرنه در داخل خانه ی خود گیسوان، گردن و سایر زیباییهای زن را دارد.

به همین جهت اگر زنی بخواهد به هیچ مقدار در آلودگی مردان جامعه سهیم نباشد، باید روی خود را از نامحرمان بپوشاند. مخصوصا اگر در صورت خود حسن و جمالی سراغ داشته باشد و این است زینت زن و هنر او و عملی که هم در دنیا مستحق مدح و ثنا است و هم در آخرت مستحق پاداشهای اخروی می باشد.

و اما زیبایی او هنر نیست و به همین جهت زیبایی را خوشگلی نامیده اند، یعنی آب و گل او در قالبی زیبا ریخته شده که کار خداوند متعال است، نه کار خود انسان.

زن زیبنده و دارای زینت، آن زنی است که در عین زیبایی و رعنایی خود را از دید نامحرمان بپوشاند. این است هنر یک زن، و چقدر کمند، زنان و مردانی که در زندگی خود هیچ حسابی برای زیبایی خود باز نکرده باشند و از آن ناحیه دچار غرور نگشته، نزد شوهر و فامیل شوهر و هر انسان دیگر به زبان و یا با طرز رفتار به خود نبالند و وقتی زیبایی خود را در آینه می بینند، بگویند: «الهم حسن خلقی کما احسنت خلقی»

بار الها! اخلاق مرا نیز زیبا و پسندیده کن، همانطور که خلقت مرا و آب و گل مرا زیبا کردی، که با گفتن آن، متوجه این نکته بشوند که جمال صنع خداست نه هنر صاحب جمال. بله پز ندادن به جمال، هنر صاحب جمال است.

جمال خود از نعمت های الهی است که داشتنش ایجاد وظیفه می کند و آن ادای شکر آن است. نه اینکه وسیله ای باشد برای فرار از وظیفه و باعث آن باشد که فرد زیبا، هر کار بی ادبانه و زشت را از دیگران زشت بداند ولی از خود زشت نداند.

در جامعه ی ما که سالها تحت تربیت طاغوتها بود، بسیاری از جوانان و مخصوصا زنان جوان، آن مقدار که به زیبایی ظاهری همسری که می خواهند انتخاب کنند اهمیت می دهند، به سیرت و اخلاق او اهمیت نمی دهند.

امیدواریم روزی برسد که زن و مرد مسلمان واقعیت گرا شوند، گو اینکه زیبایی ظاهر نیز خود یک واقعیت است، اما واقعیت های مهم تر را مقدم بر این واقعیت بدانند. و اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله در یکی از کلماتشان به مردان سفارش فرمودند: که برای نطفه های خود همسری خوب پیدا کنید. منظورشان همسری خوش سیرت بوده است، همسری که سیرت خوب و باطن پاکش را به فرزندان خود منتقل کند و در اثر عمل کردن مسلمانان به این دستور همواره و در همه نسلها، جامعه ی اسلامی را انسانهای صالح و دارای فضائل نفسانی تشکیل دهند.



تاريخ : شنبه 26 مرداد1392 | 0:21 | نویسنده : مظفر كوچكي |

آیا حجاب مانع همه بزهکاری های اجتماعی است؟

آیا حجاب مانع همه بزهکاری های اجتماعی است؟

با توجه به همین نکته، پاسخ این اشکال و شبهه‌ی افرادی که برای ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه قرار می‎دهند آشکار می‎گردد؛ زیرا مشکل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهم‌ترین و اساسی‏ترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار می‌کند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزله‎ی سنگ بنای دیگر حجاب‎ها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهنده‌ی رفتارهای اوست. البته، همان‎گونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همه‌ی مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست. نمی‎توان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر می‎شود عفیف دانست؛ زیرا گفتیم که پوشش ظاهری یکی از علامت‎ها و نشانه‎های عفاف است، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطه‌ی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد. بعضی نیز رابطه‌ی عفاف و حجاب را از نوع رابطه‌ی ریشه و میوه دانسته‌اند؛ با این تعبیر که حجاب، میوه‌ی عفاف، و عفاف، ریشه‌ی حجاب است. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته‌ و ظاهری است. از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ها کار دارد»، خود را سرگرم می‌کنند؛ چنین انسان‎هایی باید در قاموس اندیشه‌ی خود این نکته‌ی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک می‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوه‌ی ناپاکِ بی‌حجابی نخواهد شد



تاريخ : شنبه 26 مرداد1392 | 0:15 | نویسنده : مظفر كوچكي |

برگزاری فراخوان گردانهای عاشورا - مرحله حوزه ای

 فراخوان گردانهای عاشورا - مرحله حوزه ای

(حوزه مقاومت شهید رضاییان هلیلان)

در مورخ ۲۴/۵/۹۱ و ۲۵/۵/۹۱  سازماندهی وفراخوان گردانهای عاشورا -مرحله حوزه ای در حسینیه امام حسن مجتبی (ع) کهره برگزار گردید . در این مراسم باشکوه که دهها نفر از بسیجیان گردانهای فراخوان شده از شهر کهره- ظاهروند - پله کبود و چشمه ماهی (حوزه مقاومت شهید رضاییان هلیلان) شرکت کرده بوند - پس از قرائت قرآن مجید و سازماندهی و ساماندهی نیروها جناب سرهنگ قادری فرمانده محترم عملیات استان ضمن ایراد سخنرانی پیرامون گردانهای عاشورا و سازماندهی آنهااز حضور سبز و با شکوه گردانهای فراخوان شده تقدیر و تشکر فراوان بعمل آورد و پس از ایراد سخنانی در خصوص دلاوری ها و رشادت های مردم لک زبان -گفتند :که حضور شما ما را به یاد گردانهای فراخوان شده روزهای جبهه و مقاومت می اندازد و این حضور شما در این منطقه دور افتاده و در این ساعت گرم هوا تمام خاطران آن زمان را برای ما زنده کرد و در آخر صحبت هایشان به نمایندگی بخاطر  حضور باشکوه پیر و جوان و نوجوانان دست یکی از یزرگان مجلس را بوسید . در این مراسم   جناب سرهنگ نوری فرمانده محترم سپاه ناحیه شیروان چرداول - جناب سرگرد نوید مسئول بازرسی سپاه ناحیه - جناب سروان تکش مسئول عملیات سپاه ناحیه و آقای شفیعی از همکاران عملیات سپاه ناحیه شیروان چرداول حضور داشتند . پس از پایان کلاس روز پنجشنبه و حضور در نماز جماعت  -گردان های حاضر به راهپیمایی پرداختند



تاريخ : جمعه 25 مرداد1392 | 23:42 | نویسنده : مظفر كوچكي |

طوایف قوم لک

(برگرفته از کتاب بومیان دره مهرگان با اندکی توضیح و جابجایی)

طوایف قوم لک

*گراوند، رومانوند، آدینه وند، روماینوند، ماولین یا بوالیند، کرنالوند، کرناتی، کوشکی، ازدجوند یا ازدج، آزادبخت: محل سکونت جنوب غربی خرم آباد، جنوب دلفان ، بین رود کشکان و سیمره، خاوه و طرهان(گراب)       

*عثمانوند یا هوزمانن: منطقه ی عثمانوند در جنوب کرمانشاه          

*جلالوند 1: در جنوب کرمانشاه و همجوار عثمانوند*جلالوند 2: کرند غرب در کرمانشاه

*بالوند: هلیلان، زردلان و ماهیدشت       *کوشوند: هلیلان و زردلان         

 *خالوند: فهوار محال، درودفرامان و ماهیدشت کرمانشاه-سرفیروزآباد روستای سراب و سخر علیا         *جلیلوند: دینور        *نامی وند: منطقه ی ماهیدشت کرمانشاه      

*پایروند: کوه پرآو در شمال شرقی کرمانشاه، منطقه ی درودفرامان در شرق کرمانشاه      

  *همدوند: منطقه ی درودفرامان در شرق کرمانشاه *شیرازی یا شیرازوند: منطقه ی درودفرامان      *احمدوند: انکوخاصی علیاو، قسمتی از درودفرامان       *حسنوند: شامل طایفه های چراغ ، دولت شاه، میه فر، کاکلوند، خوانین، پولا، زیودار و سیاهچوش می شونددرشهرستان سلسله

بیرانوند: بیرانوند دارای دو قسمت است. بیرانوند یاراحمد و بیرانوند مال اسد. ایل بیرانوند از طایفه های فراوانی تشکیل شده است.  *یوسفوند: :شهرستان سلسله        *کلیوند یا کولیوند: :شهرستان سلسله و دلفان     

*فلک الدین: خاوه بین نهاوند، الشتر، سیمره        

 *کرم علی یا کرم علی وند: خاوه، دلفان از شمال غربی لرستان بین کرمانشاه هرسین و الشتر                    *کاکاوند: هرسین، چمچمال و دلفا          *سنجابی :دلفان     

  *میربگ: دلفان       *شاهیوند:دلفان      *موسی وند: انتهای خاک خاوه دلفان     

  *نورعلی و احمدوند:دلفان      *ایتی وند: دلفان       *اولادقباد: دلفان ,هرسین وکوهدشت

*بیژنوند: صفرخانی، حیدبگی، بیژنوند حانی و جنوب پل سیمره به طرف سرابله

*منطقه ی هلیلان: هلیلان، کنار رودخانه ی سیمره

*منطقه ی ماهیدشت: بخش سرفیروز آباد             *میروند: خاک الشتر*فلانی: کاکارضا      

  *لک: اسفندآباد، چهار کاد، علی وردی                  *قلابوند: کوه طافا، کوه هشتاد پهلو

*دالوند، هلیلان، بالاوند، دینارآوند، زینل وند، سکوند، کبیر کوهی، کر، مهکی یا محکی، بادرانی:طوایف پشتکوه لکی محل سکونت آنها در جنوب کرمانشاه، رودخانه ی سیمره، دزفول، بین النهری، جنوب کرمانشاه، کولک و ارکوازی

*آبدامانی، دشتی یا دشتی وند، قلم مراد خانی، کید خورده وند، دیناروند، ریزوندی، همایون وند، خیر یا خیروند، قنیوند، شمس الدین و خضروند: نزدیک آبدانان، دهلران، بیک و سوسیان، تمین و کرازان

*غیاثوند، جلیلوند، کاکاوند: اطراف قزوین و ملایر

*پولدوند، عبدالوند، حاجی وند، عیسی وند: ایل های لک در منطقه ی بختیاری، سالاروند، خانه جمالی       *لک، سهرابی یا سهرایوند: اطراف سیرجان در استان کرمان

*چهار ملیلوند، لک، رحیمی: ایل های لک در منطقه ی قشقایی فارس، وندا، کرانی، لک، منطقه ی همراه عمله در دو فرسخی حنا، قسمتی در چهار فرسخی یزدخواست، کنار رودخانه ی رحیمی



تاريخ : چهارشنبه 16 مرداد1392 | 14:35 | نویسنده : مظفر كوچكي |

اسامی روستاهای بخش هلیلان و زردلان

 

نام روستا ( بخش هلیلان )

پلکیل

داروند

خورده چشمه

والادشته

شهرک امام (ره)

کلاته

سامان

شهر کهره

چشمه ماهی

مهدیه

سرچم

ظاهروند سفلی

نام روستا ( بخش زردلان )

ظاهروند علیا

باغ

شهبازوند

بان قلا

تخم بلوط علیا

بان لکان

تخم بلوط سفلی

بزان

چم زرد ماهیزان

بیشی سفلی

ماهیزان علیا

بیشی علیا

ماهیزان سفلی

پاتخت ( پا تت )

گیزلان

پیاز آباد

گراب

پیامن سفلی

دره باریک

پیامن وسطی

دره گنوژ

تورم

زیچ

تیراندازگه

زیرخاکی

چال خشک

( سرگل ) فرخینوند

چشمه کبود

چم بور فرخینوند

چاله چاله

تنگ زرده فرخینوند

روبره

تازه آباد زیر خاکی

سرچلوسکان سفلی

باریکه فرخینوند

سرچلوسکان علیا

مله شیرخان

سره ویان

چقا شفیع

سول آباد

چالاب

سیره کانه

دارپروشه

شاران

داربید کرنی

شه میار

چنار اله قلی

گاو دول

شهر توحید

گلدره

جوبشهر شیراوند

گولاب

وربر

میدر سفلی

پشت تنگ علیا

میدر علیا

پشت تنگ سفلی

نمیر

پشته کبود

ورمله

پله کبود علیا

کله گه

پله کبود سفلی

 

 
 
با سلام ! اگر روستایی از قلم افتاده  یا نام آن را اشتباه نوشتم تماس بگیرید یا برام ایمیل کنید تا اصلاح کنم .
 
 
ضمناً اگر مطلب یا عکسی از روستای خود دارید و می خواهید در وبلاگ ما درج
شود برای ما ارسال کنید تا با نام خودتان در وبلاگ درج شود .

 شماره تماس : ۰۹۱۸۹۴۵۱۲۳۱

 



برچسب‌ها: روستاهای هلیلان و زردلان

تاريخ : چهارشنبه 16 مرداد1392 | 14:33 | نویسنده : مظفر كوچكي |

عیدتان مبارک

عید سعید فطر چه روزی است؟



تاريخ : چهارشنبه 16 مرداد1392 | 14:9 | نویسنده : مظفر كوچكي |

تو كجايي گل نرگس....؟

عصر يك جمعه دلگير دلم گفت:

بگويم، بنويسم كه چرا عشق به انسان نرسيده است؟

چرا آب به گلدان نرسيده است؟

و هنوزم كه هنوز است، غم عشق به پايان نرسيده است....

بگو حافظ دلخسته ز شيراز بيايد، بنويسد

كه هنوزم كه هنوز است، چرا يوسف گمگشته به كنعان نرسيده است....؟

و چرا كلبه احزان به گلستان نرسيده است .....؟

عصر اين جمعه دلگير

وجود تو كنار دل هر بيدل آشفته شود حس

تو كجايي گل نرگس....؟

                                                                                           التماس دعا



تاريخ : چهارشنبه 16 مرداد1392 | 14:2 | نویسنده : مظفر كوچكي |

عید سعید فطر،جشن بازگشت به خویشتن خویش مبارک

عید سعید فطر :

عید آسودگی از آتش غفلت و رهایی از زنجیر نفس و جشن بازگشت به خویشتن خویش و فطرت پاکیزه انسان است. فطرتی که آفریدگار پاک و هستی بخش انسان را بر مدار آن آفرید و از کتم عدم به عرصه وجود در آورده است .عید سعید فطر عید وارستگی از وابستگی هاست و به شکرانه رهایی طایر قدسی روح ملکوتی از دامگه تن پیشانی فنا بر آستان بقای ذات سروری فرود می آوریم و دست های نیاز به سوی آسمان بی نیاز درازمی کنیم تا مزد یک ماه عبادت و اطاعت بستانیم،غبار از چهره جان شسته و در کوره رنج ها و
تشنگی ها و گرسنگی ها خارای دل را آیینه نور تاب کرده ایم و اینک آماده ایم تا با طهارت و خلوص نیت به نماز باستیم و از خدا بخواهیم تا این عید را ما یه شرف و کرامت و فزونی قرار دهد.
در پایان ضمن تبریک فرا رسیدن این ماه به شما ، همکاران و خانواده محترم تهنیت گفته و با امام سجاد (ع) همراه می شویم و با این ماه وداع می کنیم.

بدرود ای بزرگترین ماه خدا ، ای عید اولیای خدا
بدرود ای یاری گر ما که در برابر شیطان یاری مان داده
بدرود ای که هنوز نرسیده از آمدنت شادمان بودیم
و هنوز رخت بر نبسته از رفتنت، اندوهناک




تاريخ : چهارشنبه 16 مرداد1392 | 13:55 | نویسنده : مظفر كوچكي |

وداع با ماه رمضان

وداع با ماه رمضان ......

آمرزش؛ رهاورد رمضان
ماه مهمانی خدا، ماه آمرزش و پاکی از پلیدی هاست. از این رو، امام سجاد علیه السلام در وداع با این ماه مبارک می فرماید: «درود بر تو ای همسایه ای که دل ها بر اثر عبادت و بندگی در آن نرم و فروتن گردید و گناهان بر اثر آمرزش و عفو خدای بزرگ در آن کم شد. درود بر تو! چه بسیار گناهان را محو کردی و چه بسیار زشتی ها را پوشاندی».

پیامبر گرامی اسلام نیز در فضیلت ماه رمضان می فرماید: «ماه رمضان، ماه خدا و ماه مغفرت است».(1)

ماه بی پایان
اگر پی آمدهای معنوی رمضان را در غیر این ماه هم حفظ کنیم، گویا ماه پربرکت رمضان پایانی نخواهد داشت. وداع با ماه رمضان، هرگز به معنای وداع با ویژگی های ارزشمند این ماه نیست. بنابراین، اگر صفات پسندیده ای چون پهن کردن سفره اطعام، حضور در محافل دینی، قرائت

قرآن، شب زنده داری و پرهیز از محرمات را حفظ کنیم، می توانیم همواره و تا رمضان بعد، از پی آمدهای معنوی آن بهره ببریم.(1)

مهمان بی زحمت
امام سجاد علیه السلام در بخشی از دعای وداع ماه رمضان می فرماید: «سلام بر تو که در هنگام وداع، ما احساس خستگی نکردیم». ایشان در بخش دیگری از این دعا می فرماید: «سلام بر تو! پیش از آنکه بیایی، ما انتظارت را می کشیدیم و اکنون هم که می خواهی بروی، ما را غمگین کرده ای. سلام بر این مهمان گران قدری که به برکت آن، خداوند بسیاری از بلاها را از ما برداشت و خیلی از برکات را به ما بخشید».(2)

وداع جانکاه
امام سجاد علیه السلام در بخشی از دعای وداع ماه رمضان می فرماید: «اکنون این ماه بعد از آنکه پایانش فرا رسید، از ما جدا شد و تنهایمان گذاشت و ما این ماه را وداع می کنیم». وداع با این ماه، وداع جانکاه و دشواری است که اهل رمضان را دچار غم و اندوه می کند. اهل معنا، در این ماه خیرشان بیشتر شد و کسانی که گرفتار گناه بودند، کمتر به گناه آلوده شدند. پس با ماه مبارکی وداع می کنیم که رفتنش برای ما دشوار است و غمگینمان می کند. ماهی که ماه رحمت خداوندی بود و هر لحظه اش، خیری برای ما به ارمغان می آورد.

کلام مقام معظم رهبری
مقام معظم رهبری درباره وداع با ماه مبارک رمضان می فرماید: «امام سجاد علیه السلام در دعای وداع ماه رمضان، آنچنان از فراق این ماه می نالد که بارها و بارها بر ماه رمضان درود می فرستد: السلام علیک. اینجا سلام، به معنای بدرود و به معنای خداحافظی کردن با ماه رمضان عزیز و با این روزها و شب های نورانی است. خداحافظی با این قطعه بهشتی از زمان عمر ما و از طول دوران سال، یعنی ماه رمضان است. عزیزان من! این ذخیره تقوا را که در ماه رمضان به دست آوردیم... باید حفظ کنیم، این محصول بسیار ارزشمندی است».(3)

امام صادق علیه السلام و وداع ماه رمضان
ابوبصیر از امام صادق علیه السلام روایت کرده که آن حضرت در وداع ماه رمضان فرمود: «بار پروردگارا! تو خود در کتاب مقدّست فرمودی ماه رمضان که قرآن در آن نازل شده، مایه هدایت و رستگاری

مردم و وسیله تشخیص حق از باطل است. اینک ماه رمضان به پایان رسید. پس از تو تقاضا می کنم اگر بر من گناهی باقی مانده که هنوز آن را نیامرزیده ای یا می خواهی به آن گناه عذابم کنی، تا فجر این شب [آخر] ماه مبارک فرا نرسیده، گناهانم را بیامرزی و از تقصیرم در گذری، ای مهربان ترینِ مهربانان».(1)

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و وداع ماه رمضان
جابر بن عبدالله انصاری، می گوید: در جمعه آخر ماه رمضان نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتم، هنگامی که چشم آن حضرت بر من افتاد فرمود: ای جابر! این جمعه آخر ماه رمضان است. پس با آن وداع کن و بگو:«خدایا! این رمضان را آخرین روزه ما قرار نده و اگر چنین مقرّر کردی، ما را مورد رحمت خود قرار ده و محروممان مساز». هر کس این را بگوید، به یکی از دو امر نیکو می رسد: یا آنکه طول عمر می یابد و ماه رمضان بعدی را درک می کند، و یا آنکه مورد بخشش و رحمت خدا قرار می گیرد.

بدرود
بدرود ای بزرگ ترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا.

بدرود ای ماهی که تا تو بودی، امن و سلامت بود.

بدرود ای آنکه نه در مصاحبت تو کراهت بود و نه در معاشرتت ناپسندی.

بدرود که سرشار از برکات بر ما درآمدی و ما را از آلودگی های گناه شست وشو دادی.

بدرود که چه بدی ها با آمدنت از ما دور شد و چه خیرات که ما را نصیب آمد.

بدرود تو را و آن شب قدرت را که از هزار ماه بهتر است.

بدرود تو را و آن فضل و کرم تو را که اینک از آن محروم مانده ایم.

بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها.




تاريخ : چهارشنبه 16 مرداد1392 | 13:53 | نویسنده : مظفر كوچكي |

خداحافظ اي همه خوبي.....

 داري ميري از دستم..... !!!!!

چقدر زود تموم شدي... خداحافظ اي همه خوبي

 

 آن را وداع می‏گوییم؛ وداع کسی که هجرانش بر ما غم‏انگیز است

 و روی گرداندنش ما را به اندوه و وحشت دچار کرده

اينگونه وداع ميكنيم:  

سلام بر تو ای بزرگ‏ترین ماه خدا و ای عید عاشقان حق.

سلام بر تو ای کریم‏ترین هم‌نشین از میان اوقات! و ای بهترین ماه در روزها و ساعات.

سلام بر تو ای ماهی که در طی تو برآورده شدن آمال نزدیک گشته،

 و ای مایه امیدی که دوری‌ات رنج‏آور است.

سلام بر تو ای هم ‌دمی که چون رو کنی، ما را مونس شادکننده‏ای

 و چون سپری شوی،  وحشت‏آور و دردناکی.

سلام بر تو ای هم‌سایه‏ای که دل‌ها نزد تو نرم شد و گناهان در تو نقصان گرفت.

سلام بر تو ای یاوری که ما را در مبارزه با شیطان یاری دادی

 و ای مصاحبی که راه‌های احسان را هموار و آسان ساختی.

سلام بر تو که چه بسیارند آزادشدگان حضرت حق در تو

و چه سعادت‌مند است کسی که حرمتت را به واسطه خودت رعایت کرد!

سلام بر تو که چه بسیار گناهان را از پرونده ما زدودی و چه عیب‏ها که بر ما پوشاندی!

سلام بر تو که زمانت بر گنه‌کاران چه طولانی بود و در دل مؤمنان چه هیبتی داشتی!

سلام بر تو ای ماهی که هیچ زمانی با تو پهلو نزند!

سلام بر تو ای ماهی که از هر نظر مایه سلامتی.

سلام بر تو که مصاحبتت ناپسند و معاشرتت نکوهیده نیست.

سلام بر تو هم‌چنان که با برکات بر ما وارد شدی و ناپاکی معاصی را از پرونده ما شستی.

سلام بر تو که وداع با تو نه از باب خستگی

و فراغت از روزه‏ات، نه به خاطر ملالت است.

سلام بر تو که قبل از آمدنت، در آرزویت به سر می‏بردیم

و پیش از رفتنت بر هجرانت محزونیم.

سلام بر تو که چه بدی‏ها که به سبب تو از جانب ما گشته

و چه خوبی‌ها که از برکت تو به سوی ما سرازیر شده!

سلام بر تو و بر شب قدری که از هزار ماه بهتر است.

سلام بر تو که دیروز چه سخت بر تو دل بسته بودیم و فردا چه بسیار شایق تو می‏شویم!

سلام بر تو و بر فضیلت تو که از آن محروم گشتیم

و بر برکات گذشته‏ات که از دست ما گرفته شد.

بارالها ما اهل این ماهیم که ما را به آن شرافت بخشیدی

و توفیق ادراکش را به ما عنایت فرمودی

 آن‌گاه که تیره‏بختان وقتش را نشناختند و از بخت بدشان از فضلش محروم شدند.

بارالها! پایان یافتن این ماه را پایان یافتن خطاهایمان قرار ده

و به دنبال خارج شدنش، ما را از بدی‌هامان خارج کن

 و ما را از سعادت‌مندترین اهل این ماه به آن

و پرنصیب‏ترین آنان در آن و بهره‏مندترین ایشان از خودت قرار ده.

بارالها! در این روز فطر که آن را برای اهل ایمان عید و شادی

و برای اهل آیین خود روز اجتماع و گردهمایی قراردادی، به درگاهت توبه می‏کنیم،

از هر معصیتی که دچارش شدیم یا هر کار بدی که به آن دست زدیم یا اندیشه سوئی که در دل داشتیم؛

 مانند توبه کسی که خیال بازگشت به گناه را ندارد

و پس از توبه به جانب هیچ خطایی برنمی‏گردد؛

توبه پاک و خالصی که از شک و تردید پیراسته باشد.

 پس آن را از ما بپذیر و از ما راضی شو و ما را بر آن استوار بدار.

بارالها! ترس از عذاب وعده داده شده و رغبت به ثواب موعود را روزی ما کن،

تا لذت آن‌چه را از تو می‏خواهیم، بیابیم و غصه آن‌چه را از آن به تو پناه می‏بریم، دریابیم

 و ما را در پیشگاهت از توبه‌کنندگانی قرار ده که محبتت را بر ایشان حتم ساخته‏ای

و بازگشتشان را به طاعت خود قبول نموده‏ای، ای عادل‏ترین عادل‏ها!

بارالها! از پدران و مادران و اهل دین ما همگی، چه آن که از ایشان از دنیا رفته و چه آن که تا قیامت به آنان خواهد پیوست، درگذر!

بارالها! بر محمد پیامبر ما و بر آلش درود فرست،

هم‌چنان که بر فرشتگان مقربت درود فرستادی و بر او و بر آلش درود فرست،

آن طور که بر پیامبران مرسلت درود فرستادی و بر او و بر آلش درود فرست،

آن طور که بر بندگان شایسته‏ات درود نثار کردی

چنان درودی که برکتش به ما برسد و سودش نصیب ما گردد

 و به‏خاطر آن دعاهایمان مستجاب شود؛

تو بزرگوارترین کسی هستی که به او توجه شده

و بی‏نیاز کننده‏ترین کسی هستی که بر او اعتماد شده

و بخشنده‏ترین کسی هستی که از احسانش درخواست شده

 و تو بر هر چیز توانایی

                                                       الهي العفو العفو العفو ....



تاريخ : چهارشنبه 16 مرداد1392 | 13:51 | نویسنده : مظفر كوچكي |

بیا بیا که سوختم ...

بیا بیا که سوختم ...

 

مولا جان !!!

تو را به حرمت مسافران جاده انتظار

تو را به حرمت عاشقان منتظر و منتظران عاشق

تو را به حرمت بال و پر خاكي كبوتران آن مزار بی نشان

و به حرمت ناله هاي فاغث يا غياث المستغيثين

از پشت پرده غيبت در آی

و به كنعان ديده ها قدم بگذار

و خلعت سبز طلعت جاويدان را

به افق قلب های منتظران شیعه بپوشان

مولا جان !!!

مگر نمی دانی ؟!؟

مگر نمی بینی ؟!؟

می دانم که می دانی!

و می دانم که می بینی!

ولی روزگار نامرديهاست و زمانه،

تكرار قصه سرنوشت فرزندان آدم

هر روز هابيلی در آتش كينه قابيلی می سوزد

و هنوز صدای محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)

از ورای قرن ها گذر زمان من كنت مولاه فهذا علي مولاه را فرياد می زند

و اني تارك فيكم الثقلين را قرائت می كند

و كبودی ياسها در خم كوچه های غربت تكرار میشود

و در هر گوشه از جهان سقيفه ای برپاست

و سقيفه نشينان بسيار...

ولی علی بر دست بالا رفته در غدیر ولايت

تنها خانه نشينی را به ارث می برد

و كبوتران چاهی از لابه لای صفحات ورق خورده تاريخ

هنوز آماده ی شنيدن ناله های غريبانه اند

كل يوم عاشوراست

و در پی شكستن ديوارهای صوتی

تكرار دريده شدن حلقوم های شش ماهه

و آسمان هر روز پذيرای مشتی خون

و پا برهنگان و مستضعفان تاريخ

در جستجوی رد پايی از قافله و ناقه های زينب اند

و جام ها مست از شراب خون انسان ها...

آيا هنگام آن نرسيده است!

كه بر واژه ظلم و ظالم خط بطلان بكشی

آيا نرسيده، زمانی كه، حجاب غيبت از چهره بركنی

و ذوالفقار عدالت را از قفس نيام رها سازی

بیا بیا بیا....

بيا اي موعود همه اعصار و قرون

بيا و با آمدنت فهذا علي مولاه را تفسير كن

برای آنان كه غدير را در بخ بخ يا علي خلاصه كرده اند

برای آنان که جغد وار

ناله رهایی از قیومیت ولایت را سر می دهند

بيا تا كربلا در مظلوميت خود به گرد غريبی حسين چرخ نزند

و قافله زينب بی قافله سالار سفر نكند

بيا و با نريد ان نمن علي الذين استضعفوا

ستمديدگان جهان را بر اريكه قدرت بنشان

بيا كه سرير عدالت در انتظار قدومت بی تاب و بیقرار است



تاريخ : چهارشنبه 16 مرداد1392 | 0:59 | نویسنده : مظفر كوچكي |

شاخصه های مدیریت حلقه های صالحین(قسمت اول)

شاخصه های مدیریت حلقه های صالحین(قسمت اول)


الف : تلاش همه جانبه
معیار ارزش گذاری در موفقیت افراد، میزان تلاش آنان است.

ب : نظارت بر کار حلقه های صالحین
سرگروهها و مربیان باید بر کارها و عملکرد اعضای گروه نظارت داشته باشند.


ج : قاطعیت
سرگروه یا مربی شجره طیبه صالحین در عین نرمخویی و ملاطفت باید از قاطعیت و یقین برخوردار باشد .

د : تفویض مسؤولیت
تفویض مسؤولیت به اعضای گروه باید بر اساس توانایی‌هایشان باشد و به همان مقدار از ایشان انتظار داشت.

ه : ارزیابی عملکرد
سرگروه یا مربی باید نیروهای کارآمد را از نیروهای ناکارآمد جدا نماید تا بتواند در رسیدن به اهداف موفق تر باشد .

و :پیگیری تا حصول نتیجه
پیگیری برای رسیدن به نتیجه، اصلی مهم در اداره حلقه است ، چنان‌که خداوند وصول مطالبات را به پیگیری مستمر منوط می‌داند.

ز : تمرکز بر هدف
در مدیریت حلقه ها ، تمرکز بر هدف و دوری از تشتّت، یک ضرورت برای نیل به اهداف است.

ح : حفظ شخصیت
اگر خواستید شخصی را توبیخ کنید مواظب شخصیت او باشید که تخریب نشود زیرا اگر شخصیت وی تخریب شود دیگر نمی‌تواند مجموعة خود را اداره کند. چنانکه خداوند هنگام انتقاد ، ابتدا جایگاه والای پیامبر و عفو و رحمت خودش را متذکر می‌شود ، سپس به بیان انتقاد می‌پردازد.

ط : گزارش‌گیری
سرگروهها و مربیان باید هوشیار باشند و به هر گزارشی اعتماد نکنند. باید در مناصب و مجاری کسب گزارش، افراد موثق و معتمد قرار گیرند



تاريخ : چهارشنبه 16 مرداد1392 | 0:26 | نویسنده : مظفر كوچكي |

سلام ماه خوب خدا...

 سلام ماه خوب خدا...

کمی آهسته تر به کجا میروی؟؟؟

امسال چقدر غریب بودی و چه امتحان سختی بودی برای بندگان خدا...

خیلی ها با تو قهر کردند و نه فقط با تو بلکه با خدا قهر کردند...

خیلی ها قهر نکردند ولی مدام غر میزدند...

و بعضی ها با خودشان قهر کردند و با خدا بیشتر رفیق شدند...

سخت بودی امسال... ولی شیرین...

صدای مناجات نیمه شبها، ندای الغوث الغوث ها، نسیم سحر و ترنم افطار و تمام لحظه هایت شیرین بود. و ای کاش کامی گرفته باشیم تا کام دل برآید...

کم کم داری از پیشمان میروی، ولی کمی آهسته تر....



تاريخ : سه شنبه 15 مرداد1392 | 23:22 | نویسنده : مظفر كوچكي |

پیشاپیش عیدتان مبارک

پیشاپیش فرارسیدن عید سعید فطر بر همه شما تبریک عرض می نماییم

تاريخ : شنبه 12 مرداد1392 | 10:17 | نویسنده : مظفر كوچكي |

حجاب مانند اولین خاكریز جبهه است

حجاب مانند اولین خاكریز جبهه است

حجاب از سنگرهای اولیه‌ی احكام الهی است. حالا چرا بحث حجاب مهم است؟ شهید مطهری در كتابش به این مسئله اشاره كرده است. ایشان می‌گوید حجاب مانند اولین خاكریز جبهه است كه دشمن برای تصرف سرزمینی حتماً ‌باید اول آن را بگیرد. چرا ما می‌بینیم كه تا بحث حجاب پیش می‌آید، رسانه‌های بیگانه این قدر سر و صدا می‌كنند؟ چون بحث اولین سنگر است. شهید مطهری به‌عنوان یك عالم و متفكری كه بیهوده روی مباحث سطحی وقت نمی‌گذارد، چرا كتاب مسئله‌ی حجاب را به‌طور مفصل نوشته و به آن پرداخته است؟

رهبر معظم انقلاب در باره حجاب می فرمایند:

بعضيها از چادر فرار مى‌كنند، به خاطر اين‌كه هجوم تبليغاتى غرب دامنگيرشان نشود؛ منتها از چادر كه فرار مى‌كنند، به آن حجاب واقعى بدون چادر هم رو نمى‌آورند؛ چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار مى‌دهد! شما خيال كرده‌ايد كه اگر ما چادر را كنار گذاشتيم، فرضاً آن مقنعه‌ى كذايى و آن لباسهاى «و ليضربن بخمرهنّ على جيوبهنّ » و همانهايى را كه در قرآن هست، درست كرديم، دست از سر ما بر مى‌دارند؟ نه، آنها به اين چيزها قانع نيستند؛ آنها مى‌خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان عيناً اين‌جا عمل بشود؛ مثل زمان شاه كه عمل مى‌شد. در آن زمان، زن اصلاً پوشش و حجابى نداشت؛ حتّى در اين‌جاها وقتى نوبت به اين كارها مى‌رسد، بى‌بندوبارى خيلى بيشتر هم مى‌شود؛ كمااين‌كه در زمان شاه، بى‌بندوبارى‌يى كه در همين شهر تهران و بعضى ديگر از شهرهاى كشور ما بود، از معمول شهرهاى اروپا بيشتر بود! زن معمولى در اروپا، لباس و پوشش خودش را داشت؛ اما در اين‌جا آن‌طورى نبود. آن‌طور كه ديده بوديم و شنيده بوديم و مى‌دانستيم و مناظرى كه از آن وقت الان جلوى نظر من هست، انسان واقعاً حيرت مى‌كند كه چرا بايستى اين‌گونه بشود؛ كمااين‌كه در خيلى از كشورهاى متأسفانه عقب‌مانده‌ى مسلمان و غيرمسلمان هم همين‌طور است. بنابراين، بايد بدقت و با نهايت كنجكاوى و بدون اغماض، مسائل ارزشى را رعايت كرد. 1370/10/04 كرامت زن مسلمان آنچه را كه ما براى زن عرضه مى‌كنيم، چيزى است كه هيچ انسان انديشمند با انصافى نمى‌تواند منكر شود كه «اين براى زن خوب است.» ما زن را به عفت، به عصمت، به حجاب، به عدم اختلاط و آميزش بى‌حد و مرز ميان زن و مرد، به حفظ كرامت انسانى، به آرايش نكردن در مقابل مرد بيگانه - براى آن‌كه چشم او لذت نبرد - دعوت مى‌كنيم. اين بد است؟ اين كرامت زن مسلمان است . 1371/09/25 دانشگاه و حجاب اسلامی محيط دانشگاهها بسيار مهم است. در محيط دانشگاهها، خانمهاى دانشجو و استاد بايد بكوشند روحيه و فرهنگ اسلامى را ترويج كنند. اجازه ندهيد به كسانى - اگر خداى نكرده در دانشگاههاى كشور هستند - كه نسبت به حجاب اسلامى يا زنان و دانشجويان دختر مسلمان بى‌احترامى كنند. اجازه ندهيد كه اينها بتوانند افكار فاسد را منتشر كنند. محيط دانشگاه بايد محيط اسلامى باشد؛ محيطى براى رشد انسان طراز اسلام؛ انسانى كه الگويش فاطمه‌ى زهرا سلام‌اللَّه‌عليهاست . . 1371/09/25 حجاب ارزش اسلامی است حضرت آیت الله خامنه ای حجاب را یك ارزش اسلامی خواندند و با بیان ضرورت احیاء مسائل ارزشی در جامعه یاسلامی ایران فرمودند: پایبندی بانوان به حجاب، آنان را در رسیدن به مدارج عالی معنوی كمك میكند و از سقوط به پرتگاههایی كه در سر راه آنان قرار دارد مانع می شود. هیچ بحثی در باره پوشش زن نباید متأثر از هجوم تبلیغاتی غرب باشد. البته حجاب زنان به چادر منحصر نمی شود اما چادر بهترین نوع حجاب و نشانه ی ملی ماست و هیچ منافاتی با فعالیتهای زنان مسلمان در مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ندارد. 1370/10/04 حجاب و امنيت زن و مرد حضرت آيت‌الله خامنه‌اى به مرزبندى اسلام در ارتباطات ميان زن و‌ مرد در صحنه اجتماع اشاره كردند و فرمودند: محيط تحصيل و جامعه بايد براى دختر و پسر سالم و امن باشد و اسلام براى حفظ حدود اخلاقى و كمك به امنيت زن و مرد، حجاب را براى زن تعيين كرده است. زنان مسلمان با حجاب، امنيت خود و مردان را در جامعه تأمين مى‌كنند. آنجا كه حجاب را از زن مسلمان دور مى‌كنند، در درجه اول امنيت از زنان و سپس از مردان و جوانان سلب مى‌شود و اسلام براى ايجاد محيطى سالم و داراى امنيت و براى آن كه زن بتواند به مسؤوليتهاى اجتماعى خود عمل كند، حجاب را معين كرده است كه اين خود يكى از احكام برجسته اسلام محسوب مى‌شود. 1375/12/20 آیا امروز در تلویزیون جمهوری اسلامی چادر به درستی ترویج می شود؟ رهبر معظم انقلاب 23 اسفندماه 1373 در جمع معاونان صدا و سیما و مدیران کل این سازمان در استان ها فرمودند: "ما اصرار داریم و مقیدیم که در رادیو و تلویزیون حجاب چادر ترویج شود." رهبر معظم انقلاب در بیانات متعددشان حجاب را ارزشی اسلامی معرفی نموده اند و بر حفظ آن در جهت تحقق کرامت و امنیت زن ایرانی مسلمان تاکید فرموده اند اما باید گفت که متاسفانه حجاب این منشاء و سرچشمه کرامت و امنیت زن در جامعه اسلامی که مروج حیا و عفت است امروزه در کشور اسلامی ما به اشکال گوناگون چه در رسانه ملی و چه در رسانه جمعی و چه در دانشگاه و اماکن عمومی مورد هجمه قرار گرفته و حرمت آن زیر پا نهاده می شود. متاسفانه این مظهر عفاف زن ایرانی در فیلم ها و سریالها مانند برچسبی است که تنها بر تن زن بیسواد،بدبخت،بدون فرهنگ،بیچاره و ناتوان و ناامید شایستگی دارد و بس ! که تا همین دیروز قبل از دستور رئیس دستگاه قضاء شایستگی هر زن بدکاره ای را هم داشت که بالاخره تدبیری دیرهنگام برای آن اندیشیده شد. والبته رسانه نوشتاری نیز پا را از این فراتر نهاده و اصلا این هویت ایرانی –اسلامی را انکار نموده است. در نهادهای علمی-فرهنگی –آموزشی دانشگاه نیز پوشش چادرکه پوشش اسلامی –ایرانی زن مسلمان است به گونه ای فرهنگ سازی شده که برخورد شایسته ای با دختران ملبس به این نوع حجاب صورت نمی گیرد و با این اوصاف چه انتظاری از یک دخترجوان 18-19 ساله داریم که در هنگامه حضور در محیط دانشگاه در برابر این استقبال نه چندان گرم همکلاسی ها و البته اساتید دانشگاه بتواند این نوع پوشش را حفظ کند که بدون شک بسیاری از آنان از توانایی حفظ این نماد آزادگی زن مسلمان بهره مندند اما بهرحال عده ای نیز متاثر از این توجه دچار تغییراتی شگرف می شوند. متاسفانه این دیدگاه منطبق با سلیقه های غربی و متمایل به برهنگی رایج در فرهنگ آنان در محیط اجتماعی کشور اسلامی ایران چنان رواج یافته که در بسیاری از مواقع فعالیت ها ی اجتماعی افراد محجبه را نیز تحت تاثیرخود قرار می دهد بصورتی که این نوع حجاب مانعی بر سر راه انتخاب شغل مرتبط با دانش او می گردد. والبته در قوانین استخدامی بخشهای خصوصی کشور جزو پوشش منسوخ شده بشمار میاید که مدتهاست جز قانون نانوشته آنان شده است . و تاسف بارتر از همه آنکه مسلمانان کشورهای غیراسلامی هر روز با قانونهای جدید کشورشان علیه حجاب ناچار به مبارزه اند و سختی و مرارت های آن را تحمل می کنند و در کشور اسلامی ما که قانون حجاب از جمله قوانین قانون اساسی آن بشمار می رود با کمال تعجب باید با بسیاری ازقانونهای نانوشته آن مواجه شده و تنها نظاره گر مظلومیت و محکومیت و حرمت شکنی آن باشیم چرا که انگار همه چیز دست در دست هم داده تا این نماد حیا و عفت و مظهر آزادگی زن مسلمان را به مسلخ بکشاند وبه مدد شبیخون فرهنگی این اولین سنگر احکام الهی به تصرف دشمن درآید.



تاريخ : پنجشنبه 10 مرداد1392 | 20:34 | نویسنده : مظفر كوچكي |

نکته هایی از حاج آقا قرائتی درباره حجاب

شما جنس مرغوب را در کادو می پیچید، روی تلویزیون پارچه می اندازید ،کتاب قیمتی را جلد می کنید، طلا و جواهرات را ساده در دسترس قرار نمی دهید.

بنابراین جلد و حجاب نشانه ارزش است.

خداوند برای چشم که ظریف است و خطرات ان را تهدید می کند حجاب قرار داده .حجاب باعث تمرکز فکر مردان که بخش عمده تولید جامعه به دست آنان است می گردد.

در کشورهایی که بی حجاب است نظام خانواده از هم گسسته و آمار طلاق غوغا می کند.اسلام به خاطرحفظ حیا ، کرامت و جلال ، جلوگیری از تشتت و هوس بازی و گسستن نظام خانواده حجاب را واجب فرموده.باید دانست که حجاب مانع تولید نیست.بزرگترین صادرات ایران بعد از نفت قالی است که تولیدش به دست زنان باحجاب است.

حجاب مانع تحصیل نیست ،صدها هزار دانشمند زن در کشور اسلامی ایران شاهد این ادعاست.حجاب آرم جمهوری اسلامی ایران است.دنیا انقلاب اسلامی ایران را با حجاب بانوانش می شناسد و ابر قدرتها از این نشانه پرارزش انقلاب آنقدر هراس دارند که چند دختر مسلمان را با پوشش اسلامی و حجاب بر سر درس تحمل نمی کنند.



تاريخ : پنجشنبه 10 مرداد1392 | 20:31 | نویسنده : مظفر كوچكي |

چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر حضرت فاطمه الزهرا علیهاسلام:

حضرت موسی ابن جعفر (ع )از پدران گرامیش از حضرت امیرالمومنین علی (ع) نقل فرمود که:
روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا (ص) فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟»
فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند.»
رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی.»

روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)»
وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:« فاطمه پاره تن من است.»

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»
فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند »
رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است »

رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.
فاطمه علیها سلام می‌فرماید:« هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.»

روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:« چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.»
اسماء گفت:« من که در حشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.»
سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.»

منابع:

  • بحارالانوار، ج 43، صفحات 91 و 93 و 54 و 81 و 189.
  • بحار/92/43 اول صفحه -
  • بحار/189/43 -
  • بحار1/81/43-
  • بحار/54/43 -


تاريخ : پنجشنبه 10 مرداد1392 | 20:28 | نویسنده : مظفر كوچكي |

زینب، آفتاب در حجاب

زینب جان!

تو هنوز زن ها و بچه‌ ها را در خرابه اسکان نداده‌ ای، هنور اشکهایشان را نسترده‌ ای، هنوز آرامشان نکرده‌ای و هنوز گرد و غبار راه از سر و رویشان نگرفته‌ ای که زنی با ظرفی از غذا وارد خرابه می شود. به تو سلام می کند و ظرف غذا را پیش
رویت می نهد...
بوی غذای گرم در فضای خرابه می پیچد و توجه کودکانی را که مدتهاست جز
گرسنگی نکشیده‌اند و جز نان خشک نچشیده‌اند، به خود جلب می‌کند.
تو زن را دعا می کنی و ظرف غذا را پس می زنی و به زن می گویی: «مگر نمی‌دانی که صدقه بر ما حرام است؟»
زن می گوید: «به خدا قسم که این صدقه نیست، نذری است بر عهده من که هر غریب و اسیری را شامل می شود
تو می پرسی که: «این چه عهد و نذری است؟
و او توضیح می دهد که: «در مدینه زندگی می کردیم و من کودک بودم که به بیماری لا‌علاجی گرفتار شدم. پدر و مادرم مرا به خانه فاطمه بنت‌ رسول الله بردند تا او و علی برای شفای من دعا کنند. در این هنگام پسری خوش سیما وارد خانه شد. او حسین فرزند آنها بود.
علی او را صدا کرد و گفت: «حسین جان! دستت را بر سر این دختر قرار ده و شفای او را از خدا بخواه.
حسین، دست بر سر من گذاشت و من بلا‌فاصله شفا یافتم و آنچنان شفا یافتم که تاکنون به هیچ بیماری ای مبتلا نشده‌ام.
گردش روزگار، مرا از مدینه و آن خاندان دور کرد و در اطراف شام سکنی داد.
من ار آن زمان نذر کرده‌ام که برای سلامتی آقا حسین به اسیران و غریبان، احسان کنم تا مگر جمال آن عزیز را دوباره ببینم

تو همین را کم داشتی زینب!
که از دل صیحه بکشی و پاره‌های جگرت را از دیدگانت فرو بریزی.
و حالا این سجاد است که باید تو را آرام ‌کند و این کودکانند که باید به دلداری تو بیایند.
در میان ضجه‌ ها و گریه‌ هایت به زن می‌گویی: «حاجت روا شدی زن! به وصال خود رسیدی
من زینبم، دختر فاطمه و علی و خواهر حسین و این سر که بر سر دارالاماره نصب شده، سر همان حسینی است که تو به دنبالش می‌گردی و این کودکان، فرزندان حسین‌اند. نذرت تمام شدو کارت به سر انجام رسید
زن نعره‌ای از جگر می کشد و بیهوش بر زمین می افتد.
تو پیش پیکر نیمه جان او زانو می زنی و اشکهای مدامت را بر سر و صورت او می پاشی.
زن به هوش می آید، گریه می کند، زار می زند، گیسوانش را می کند، بر سر و صورت می کوبد. و دوباره از هوش می رود.
باز به هوش می آید، خود را بر خاک می کشد، بر پای کودکان بوسه می زند، خاک پایشان را به اشک چشم می شوید و باز از هوش می رود. آنچنانکه تو ناگزیر می شوی دست از تعزیت خود بر‌داری و به تیمار این زن غریب بپردازی.
تو هنوز خود را باز نیافته‌ای و کودکان هنوز از تداعی این خاطره جگر سوز فارغ نشده‌اند که زنی دیگر با کوزه آبی در دست وارد خرابه می شود.
چهره این زن، اما برای تو آشناست. او تو را به جا نمی آورد اما تو خوب او را به یاد می‌آوری.
چهره او از دوران کودکی ات به یاد مانده است. زمانی که به خانه مادرت زهرا می آمد و برای کمک به کارهای خانه مادرت التماس می کرد.
او دختر کوچک و دوست داشتنی و شیرینی را در ذهن دارد به نام زینب که هر بار به خانه فاطمه می رفته، سراپای او را غرق بوسه می کرده و او را در آغوش می گرفته و قلبش التیام می یافته. آنچنانکه تا سالها کمک به کار خانه را بهانه می کرده تا با محبوب کوچک خود، تجدید دیدار کند و از آغوش او وام التیام بگیرد.
او واله و سرگشته زینب شده، اما حوادثی او را از مدینه دور کرده و دست نگاهش را از جمال زینب، کوتاه ساخته. و برای اینکه خدا عطش اشتیاق او را به زلال وصال زینب فرو بنشاند، عهد کرده که عطش غریبان و اسیران و در راه ماندگان را فرو بنشاند.
او باور نمی کند که تو زینبی! و چگونه ممکن است که آن عقیله، آن دردانه و عزیز کرده قوم و قبیله، اکنون ساکن خرابه‌ای در شام شده باشد؟!
چگونه ممکن استکه بانوی بانوان عالم، رخت اسیری بر تن کرده باشد؟!
انکار او، و نقل خاطزات او تنها کاری که می کند، مشتعل کردن آتش عزای تو و بچه‌ هاست.



منبع: کتاب آفتاب در حجاب - نوشتة سید مهدی شجاعی


تاريخ : پنجشنبه 10 مرداد1392 | 20:26 | نویسنده : مظفر كوچكي |

پیام امام خمینی در مورد روز قدس

پیام امام خمینی در مورد روز قدس

بسم الله الرحمن الرحیم


من طى سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم که اکنون ، این روزها به حملات وحشیانهء خود به برادران و خواهران فلسطینى شدت بخشیده است و به ویژه در جنوب لبنان به قصد نابودى مبارزان فلسطینى پیاپى خانه و کاشانه ایشان را بمباران مى کند.
من از عموم مسلمانان جهان و دولت هاى اسلامى مى خواهم که براى کوتاه کردن دست این غاصب وپشتیبانان آن ، به هم بپیوندند; و جمیع مسلمانان جهان را دعوت مى کنم آخرین جمعهء ماه مبارک رمضان را که ازایام قدر است و مى تواند تعیین کنندهء سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان ” روز قدس ” انتخاب و طى مراسمى همبستگى بین المللى مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونى مردم مسلمان فلسطین اعلام نمایند ازخداوند متعال پیروى مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم .

پیام مفام معظم رهبری امام خامنه ای در مورد روز قدس

بسم الله الرحمن الرحیم

مقام معظم رهبری
«روز قدس را گرامی بدارید و آن را گرامی بشمارید»
«خودتان را برای راهپیمایی روز قدس آماده کنید، آن هم صحنه عظیمی است برای اینکه همه بدانند که ملت ایران در صحنه است، بیدار است، پابرجاست و از هیچ قدرتی و از هیچ قلدری در سطح عالم، باک ندارد»
«مردم ایران به عنوان متولیان روز قدس، باید کاری بکنند که برای دیگر ملت ها سرمشق شود؛ چون هر سال ملت های دیگر در گوشه و کنار، حتی در خود اروپا و جاهای دیگر به تبع شما، روز قدس را گرامی می دارند»
«روز قدس از روزهای مهم و تعیین کننده است. سال های متمادی است که سعی می شود مسئله قدس فراموش بشود. روز قدس درست تیری است به قلب این توطئه، حرکتی است برای خنثی کردن این توطئه خباثت آمیزی که استکبار و صهیونیسم و طرفداران و همکارانشان دست به یکی کرده اند تا به کلی مسئله فلسطین را به دست فراموشی بسپارند»



تاريخ : پنجشنبه 10 مرداد1392 | 14:29 | نویسنده : مظفر كوچكي |

برکات و شأن دعای جوشن کبیر

برکات و شأن دعای جوشن کبیر

 

دعای جوشن کبیر,فضیلت دعای جوشن کبیر

  دعای جوشن کبیر ماه رمضان
خداى تعالى در آسمان چهارم خانه‏اى بنا کرده که نامش بیت المعمور است؛ به آن خانه در هر روزى هفتاد هزار فرشته داخل مى‏شوند و از آن بیرون مى‏روند و دیگر به سوى آن تا روز قیامت بر نمى‏گردند و خداى عزّ و جلّ به صاحب این دعا ثواب این فرشتگان را مى‏بخشد.

وقتی انسان بخواهد کسی را به سمت خودش بخواند او را صدا می زند؛ هر انسانی که به خدا معتقد و مۆمن باشد،یا اگر هم به خدا اعتقاد محکمی نداشته باشد اما در مواقع ناراحتی و نگرانی و التهاب بالاخره یک"یا خدایی" می گوید و در حالتهای گوناگون خدا را می خواند. بنابراین دعا یعنی ای خدا گفتن و از خدا چیزی خواستن؛یکی از دعاهای پرفضیلت ماه رمضان به ویژه لیالی قدر دعای جوشن کبیر است.جوشن‌کبیر، دعایی‌ منقول‌ از پیامبر اکرم (صلی‌اللّه‌علیه‌و آله‌وسلم‌) است که حاوی‌ هزار و یک‌ نام‌ و صفت خدای‌ متعال‌ می باشد.


 فضیلت دعای جوشن کبیر
در روایاتی که از معصومین به ما رسیده مکرراً این مطلب دیده می شود که خداوند دارای 99 اسم است که هر کسی او را به این نامها بخواند،دعایش مستجاب و هر که آنها را شماره کند اهل بهشت است. گویا مراد از شماره کردن این نامها فقط خواندن آنها نیست بلکه درک کردن مفاهیم و تخلق یافتن به این اسماء است.

دعای جوشن کبیر در یکی از غزوات صدر اسلام از جانب جبرئیل برای پیامبر اسلام آورده شده است. این‌ دعا صد بند دارد و هر بند حاوی‌ ده‌ "اسم" از اسمای‌ خداست‌، به‌جز بند 55 که‌ یازده‌ اسم‌ باریتعالی در آن‌ آمده‌ است‌؛ بنابراین‌، درمجموع‌، این‌ دعا حاوی‌ هزار و یک‌ «اسم‌» خدای‌ متعال‌ است. در باب فضیلت خواندن این دعا چنین آمده است:

هر که این دعا را هنگام خروج از منزل بخواند،خداى تعالى عمل او را به عملهاى نیکو لاحق مى‏سازد.

حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) فرمودند که: هیچ بنده‏اى از امّت من نیست که این دعا را در ماه مبارک رمضان سه مرتبه یا یک مرتبه بخواند مگر آنکه به تحقیق که خداى تعالى بدن او را بر آتش حرام مى‏کند و بر او بهشت واجب مى‏شود.

خداى تعالى در آسمان چهارم خانه‏اى بنا کرده که نامش بیت المعمور است؛ به آن خانه در هر روزى هفتاد هزار فرشته داخل مى‏شوند و از آن بیرون مى‏روند و دیگر به سوى آن تا روز قیامت بر نمى‏گردند و خداى عزّ و جلّ به صاحب این دعا ثواب این فرشتگان را مى‏بخشد.

کسى که این دعا را در ظرفى پاکیزه به آب باران و زعفران بنویسد و آن را بیاشامد به قدرى که نوشیدن آن را توانا باشد، خداى تعالى او را از هر دردى و هر بیمارى شفا مى‏دهد.

هر کسى که این دعا را بخواند، مثل مردن شهدا مى‏میرد. خداى تعالى براى او ثواب هفتصد هزار شهید از شهیدان صحرا را مى‏نویسد.

در شبى که شخص این دعا را بخواند خداى تعالى به او روى مى‏آورد و به سوى او نظر التفات مى‏کند و تمامی حاجتهاى دنیا و آخرت او را برآورده می سازد.

در شبى که این دعا را مى‏خواند خداى تعالى از او شرّ شیاطین و مکر ایشان را دفع مى‏کند و عملهاى او را همگى قبول مى‏کند و مال او را پاکیزه مى‏کند.

اگر کسى این دعا را در جامى به کافور و مشک بنویسد و آن را بشوید و آن را بر کفن مرده‏اى بپاشد خداى تعالى در قبر او صد هزار نور نازل مى‏سازد و ترس از منکر و نکیر را از او دفع مى‏کند و از عذاب قبر ایمن مى‏گردد و خداى تعالى به سوى او در قبر هفتاد هزار فرشته بر مى‏انگیزاند که با هر فرشته طبقى از نور باشد که آن نور را بر او مى‏پاشند و او را بر مى‏دارند و به سوى بهشت مى‏برند و به او مى‏گویند: خداى تعالى ما را امر کرده که مونس تو تا روز قیامت باشیم و خداى تعالى قبر او را گشاده مى‏گرداند چندان که چشم کار کند و براى او درى در بهشت گشوده مى‏ شود.

10ـ خدای تعالى به خواننده این دعا، به عدد هر حرف دو حوریه بهشتی مى‏بخشد. پس هر گاه از خواندن این دعا فارغ شود، خداى تعالى براى او خانه‏اى در بهشت بنا مى‏کند و او را ثواب حرفهاى تورات، انجیل، زبور و قرآن عظیم مى‏بخشد و به او مثل ثواب ابراهیم خلیل، موسى ،عیسى و رسول الله مى‏دهد.

11ـ کسى که این دعا را بخواند، خداى تعالى بر او دو فرشته موکّل مى‏کند که او را از گناهان نگاه دارند و خداى تعالى را تسبیح گویند و تنزیه کنند و او را از همه بلاها محافظت نمایند و براى او درهاى بهشت را بگشایند و بر او درهاى جهنم را ببندند و تا زمانی که زنده باشد پس او در حفظ و امان خدا خواهد بود و همچنین در نزد وفات.

( مهج الدعوات ابن طاووس ـ ترجمه طبسى، ص 363-365)

مضامین بلند دعای جوشن کبیر
در تلاوت قرآن خدا با ما سخن می گوید و در دعا ، ما با خدا سخن می گوییم ، دوشکل دعا وجود دارد یکی خواسته ها و نیازهای عادی مردم است و دیگری سلسله دعاهایی داریم که از ائمه معصومین رسیده و ذخیره ای است برای ما. این دعاها در مرحله اول نقش معرفت افزایی دارد و معرفت ما را به خدا زیاد می کند، دعای جوشن کبیر دارای صد بند صفات و ویژگیهای خداست که موجب نزدیک شدن دل به خدا می گردد؛ این دعا خیلی خالص و ناب است؛ زیرا صحبت هیچ چیز جز محبوب در آن نیست.کسانی که معرفت کافی را کسب کرده باشند می توانند به ژرفای این دعا پی ببرند.

خدا باید حلاوت ذکرش را به دل بچشاند تا انسان حال اولیاء خدا را در اسماء خداوند بفهمد و درک کندکه هر کدام از این اسماء با دل انسان چه می کند. اگر دل پاک شده و نوری از توحید بر دل تابیده باشد، وقتی این دعا را می خواند مثل شخصی است که به بوستان بزرگی رسیده که هر بخشی از این بوستان پر است از گلهای رنگارنگ که یک اسم در این اسماء تجلی دارد. توجه دقیق و عمیق به اسماء حضرت باری تعالی، به طرز عمیقی نور معرفت را در ظاهر و باطن ذاکر پراکنده می سازد. همچنین ذکر اسماء حضرت رب العالمین با آنکه در زمانهائی خاص بیشتر توصیه شده اما مقید به ایام مشخص نیست بنا بر این در همه حال با حضور قلب و فارغ از اندیشه های دنیوی می توان بر این اذکار مداومت کرد.


 
کلام آخر:

خوشا به نیمه شبى با خدا صفا کردن

زبان حال گشودن، زدل دعا کردن

تمام لذّت عالم نمى رسد قدرش

به یک دقیقه مناجات، با خدا کردن




تاريخ : چهارشنبه 9 مرداد1392 | 10:9 | نویسنده : مظفر كوچكي |

چرا شب قدر، شب نزول قرآن کریم بین مسلمین مورد اختلاف است؟

چرا شب قدر، شب نزول قرآن کریم بین مسلمین مورد اختلاف است؟ چرا شیعه شبهای 19، 21 و 23 و اهل سنت شبهای 23 و 27 را شب قدر می دانند؟
 
پاسخ :

سنت در نزد اهل تسنن به قول، فعل و تقریر پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ اطلاق شده و در نظر شیعه علاوه بر آن، شامل امامان معصوم ـ علیهم السّلام ـ نیز می شود...

چرا شب قدر، شب نزول قرآن کریم بین مسلمین مورد اختلاف است؟

 سؤال مذکور از سه بخش تشکیل یافته که هر کدام به صورت جداگانه مورد بحث واقع می شود.
الف) علت اختلاف در مورد شب قدر بین مسلمین:
بعد از رحلت نبی اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل و کتابت احادیث و روایات از طرف خلیفة اول ممنوع گردید. و این منع حدیث تا زمان خلافت عمر بن عبدالعزیز (99 هجری) ادامه داشت. این مسئله باعث ضربة جبران ناپذیری به احادیث خصوصاً احادیث اهل تسنن گردید. به موجب این امر سلسلة اسناد روایات اهل تسنن از بین رفت و از ارزش حدیث کاسته شد و از طرفی احادیث ساختگی زیادی نیز به همین خاطر وارد جوامع حدیثی اهل تسنن گردید. ولی خوشبختانه جوامع حدیثی شیعه به خاطر عدم پیروی از این منع، و وجود جانشینان به حق که علوم خود را از ایشان می گرفتند از این ضایعات مصون ماند. این امر موجب اختلافات زیادی در جزئیات و بسیاری از مسائل گردید. ولی از آنجا که شیعه احادیث خود را از اهل بیت می گیرند و همواره در مشکلات، سخنان این بزرگواران چاره ساز بوده فلذا مشکل چندانی ندارند.
اما در قرآن در تعیین شب قدر چیزی نیامده. و آنچه از قرآن در این رابطه به طور قطع می توان فهمید این است که شب قدر فطعاً در ماه مبارک رمضان واقع شده و اما اینکه کدام یک از شبهای آن است، قرآن دلالتی بر آن ندارد.[1]
ب) شبهای 19 و 21 آیا به خاطر حضرت علی ـ علیه السّلام ـ به عنوان شب قدر معروف هستند؟
احادیث زیادی در مورد تعیین شب قدر وارد شده و در بعضی از این احادیث، شبهای 19 و 21 و 23 به عنوان شب قدر معرفی و بیان شده که یکی از اینها شب قدر است.[2] در برخی دیگر، 21 و 23 به عنوان شب قدر معرفی شده است.[3] بعضی از روایات به صراحت شب 23 را به عنوان شب قدر معرفی و آن را افضل از همة شبهای 19 و 21 دانسته اند.[4] در بعضی از احادیث، از امام پرسیده اند کدامین از 2 شب 21 و 23 قدر است؟ امام تعیین نکرده اند و فرموده اند: چه می شود بر تو اگر در هر دو شب خیر انجام دهی؟[5] و...
بنابراین روشن شد که شبهای 19 و 21 به عنوان احتمال شب قدر بودن در لسان روایات ذکر شده، نه به خاطر حضرت علی ـ علیه السّلام ـ هر چند فضل این دو شب به خاطر قرار گرفتن شهادت حضرت در آن دو قطعاً بیشتر شده است.
ج) 23 افضل است یا 27
طبق گفتار بند الف، شبهایی که احتمال قدر در آنها داده می شد و یکی از آنها قطعاً شب قدر است،‌ به ترتیب افضلیت عبارتند از: شب 19، 21 و 23 که شب 23 افضل از دو شب دیگر بوده و بلکه طبق تصریح بعضی از احادیث، شب قدر همین شب است و می دانیم که در تمام طول سال شبی به فضلیت شب قدر نمی رسد. بنابراین 23 از شب 27 و از تمام شبها افضل خواهد بود

نتیجه
 
1. نظر شیعه در مورد شب قدر و تعیین آن مشخص بوده و چون از ائمه ـ علیهم السّلام ـ یعنی وارثان علم پیامبر به ما رسیده قطعاً صحیح می باشد.
2. شبهای 19 و 21 نیز طبق بعضی روایات احتمال شب قدر بودن داده می شود.
3. شب 23 از تمام شبها افضل است.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. مستدرک الوسائل، محدث نوری، ج 7، باب تعیین لیلة القدر.
2. علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج20، ص 561.
3. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج27، ذیل سوره قدر.
4. دعائم الاسلام، نعمان بن محمد تمیمی مغربی، ج1.
[1] . ر. ک: طباطبایی، سید محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، مترجم سید محمد باقر موسوی، دفتر انتشارات اسلامی، ج 20، ص 561.
[2] . ر. ک: کلینی، الکافی، تهران، ‌دارالکتب الاسلامیه، 1365، هـ . ش، چاپ چهارم، ‌ج 4،‌ص 158، ح 8. وسائل الشیعه ، حر عاملی، مؤسسة آل البیت، چاپ اول،‌ج 10.
[3] . ر. ک: کافی، ج 3، ص 40 و ج 4، ص 154، مجلسی، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1404 هـ ق، ج 94، ص 2 و 8.
[4] . ر. ک: بحارالانوار، ج 94، سید بن طاووس، اقبال الاعمال، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365 هـ ش، چاپ دوم، ص 190.
[5] . ر. ک: ‌طوسی، التهذیب، دارالکتب الاسلامیه، 1365 هـ ش، چاپ چهارم، ج 3،‌ص 58.
 منبع:اندیشه قم
ویرایش وتلخیص:آکاایران



تاريخ : چهارشنبه 9 مرداد1392 | 10:2 | نویسنده : مظفر كوچكي |

چرا شب قدر با شهادت حضرت علی (ع) گره خورده؟

 چرا شب قدر با شهادت حضرت علی (ع) گره خورده؟  
  
از این جهت که شب قدر با ایام شهادت علی (ع) ربط داشته باشد این چنین ربط وپیوندی وجود ندارد چرا که طبق آیات قرآن وروایات معتبر شب قدر درماه رمضان واقع شده وماه رمضان هم ماه روزه گرفتن است...

 چرا شب قدر با شهادت حضرت علی (ع) گره خورده؟

 که این عبادت برای امتهای قبل هم واجب بوده لذا قبل از آنکه علی (ع) به دنیا بیاید شب قدر وجود داشته ولی از این جهت که ایام شهادت علی (ع) با لیلی قدر همراه شده به خاطر عظمت علی (ع) ومقام والای این شخصیت است که در بهترین ساعات سال از دنیا رفته است وبه تعبیری در بهترین وبا فضیلت ترین ساعات ولحظات ومبارکترین اوقات به لقاء پروردگار رسیده است همانطور که ولادت او در بهترین ساعات وبهترین مکان صورت گرفته عروج اوهم می بایست در بهترین ساعات واوقات باشد که هکه به عظمت علی(ع) پی ببرند وغافل نشوند که شبهای قدر هم به یاد علی باشند وبا توسل به او به درک واقعی این شب نایل شوند.)خداوند اورا در این لیالی مبارک پیش خودش برد تا ما به مقام والای علی پی ببریم ودربهترن اوقات سال ومبارکترین زمانها با یاد بهترین وارزشمنترین انسان به خدا نزدیک شویم ) الحق مع علی وعلی مع الحق حیث دار
موفق باشید 
منبع:همشهری آنلاین



تاريخ : چهارشنبه 9 مرداد1392 | 9:59 | نویسنده : مظفر كوچكي |

اسناد قدیمی درباره شهادت حضرت علی(ع)

کد خبر: ۳۳۵۲۰۱
تاریخ انتشار: ۰۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۷:۰۵
شهادت امام علی(ع) در قدیمی‌ترین سند باقی مانده به روایت‌های مختلفی نوشته شده است.

رسول جعفریان در خبرآنلاین در این باره نوشت: ابن ابی الدنیا (م 281) محدث ومورخ برجسته‌ای است که کتابی مستقل در باره تاریخ شهادت امام علی علیه السلام نوشت و این کهن‌ترین کتابی است که در این موضوع به دست ما رسیده است.

وقتی از کتاب مستقل سخن می‌گوییم، یعنی کتابی که از آغاز تا انتهای آن در باره یک موضوع و در اینجا در باره شهادت امام علی (ع) تألیف شده باشد. طبعا در تواریخ عمومی مانند تاریخ طبری یا یعقوبی نیز اخباری در این باره آمده است.

عنوان «مقتل» به معنای اخبار مربوط به شهادت یا تاریخ شهادت است. عنوان «مقتل الحسین» یعنی تاریخ شهادت امام حسین و به تعبیری تاریخ عاشورا. نگارش این قبیل تک‌نگاری در باره تاریخ کشته شدن چهره‌های برجسته، در تاریخ‌نگاری اسلامی مرسوم بوده است. برای مثال کتاب در باره مقتل عمر یا عثمان هم در منابع یافت می‌شود.

نگاهی به مدخل‌های‌ الفبایی فهرست ابن ندیم، و همین طور عناوینی که در دیگر فهرست آثار مؤلفان شیعه یا سنی در قرون نخستین اسلامی آمده، مانند فهرست نجاشی که به نام رجال نجاشی شهرت دارد، گویای آن است که آثار فراوانی با پیشوند مقتل نوشته می‌شده است. در این باره به ذریعه هم می‌توان مراجعه کرد.

از میان آثار مربوط به تاریخ شهادت امام علی (ع) کتاب ابن ابی‌الدنیا، کهن‌ترین کتابی است که برجای مانده است. هرچند پیش از آن نیز آثاری بوده است. این اثر با عنوان «مقتل امیر المؤمنین علیه السلام» نخستین بار توسط مرحوم استاد عبدالعزیز طباطبائی در مجله تراثنا سال سوم شماره 12 (1408ق) منتشر شد، مردی که همین روزها سالگرد درگذشت اوست و در کار پژوهش و تحقیق در حوزه کتاب‌شناسی شیعه، کم مانند بود. خدایش رحمت کند.

مجددا این اثر در سال 1411 توسط دوست همو، مرحوم سید محمدباقر محمودی به صورت مستقل در تهران و توسط انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تحت عنوان «کتاب مقتل الامام امیر المؤمنین علی بن ابی طالب» منتشر شد.

کتاب یاد شده در سال 1379 ش توسط استاد دکتر محمود مهدوی دامغانی که افتخار ترجمه آثار کهن تاریخ اسلامی بسیاری را در سه دهه اخیر داشته‌اند، توسط مؤسسه پژوهش و مطالعات عاشورا ترجمه شده و به چاپ رسید.

نویسنده کتاب ابوبکر عبدالله بن محمد بن عبید معروف به ابن ابی‌الدنیا قرشی (208 - 281) از علمای محدث مورخ است که آثار بی‌شماری به صورت تک‌نگاری در حوزه‌های مختلف حدیثی و بعضا تاریخی دارد. سبک و سیاق او نگارش اخبار به صورت روایات مستقل است که جمعا تحت یک عنوان کلی فراهم می‌آورد. وی شخصیتی کم مانند در تألیف و تنوع موضوعاتی است که به آن پرداخته و آثار بی‌شماری، هر چند برخی از آنها کوچک است، از خود برجای گذاشته است.

برای اهمیت اثر او را بدانیم باید توجه کنیم که وی 30 سال زودتر از طبری مورخ درگذشته و بنابرین یک نسل از او جلوتر است.

کتاب او جمعا دارای 119 روایت است که آنها را با سند و از مآخذ مختلف تاریخی نقل کرده است. هر روایت تاریخی داستانی را در باره بخشی از ماجرای شهادت امام علی علیه السلام، همین طور پیش‌زمینه‌ها و نیز آثار و تبعات آن گزارش شده است. تمامی این روایات توسط شخصی به نام حافظ حسین بن صفوان برذعی متوفای 340 به نقل از ابن ابی‌الدنیا روایت شده و بنابرین نام او در آغاز همه اسناد دیده می‌شود. در واقع وی راوی آثار ابن ابی‌الدنیاست.

راوی یا راویان هر خبری بین ابن ابی‌الدنیا تا اصل خبر در آغاز بیشتر نقل‌ها آمده است. برخی از آنها مورخان شیعی و برخی نیز به اصطلاح از عامه می‌باشند. برای مثل این سند: ... از جابر بن عبدالله جعفی، از محمد بن علی (امام باقر) ... سپس متن وصیت امام علی را به امام مجتبی علیه السلام نقل کرده است.

نخستین روایت از وقت بیرون آمدن امام علی پیش از اذان صبح به سوی مسجد است که مرغان برابر وی درآمدند و آواز سردادند. همراهان آنان را دور کردند اما حضرت فرمودند: مرانید که نوحه گرند.

روایات مربوط به شهادت امام علی علیه السلام در این کتاب متفاوت نقل شده است. در واقع، ابن ابی‌الدنیا جامع این نقل‌هاست و درست همان طور که در کتابی مانند تاریخ طبری ملاحظه می‌کنیم، روایات متفاوت و متعارضی در باره یک واقعه پشت سر هم آورده می‌شود.

حسن بن دینار از حسن بصری روایت کرده است که گفت: علی بن ابی طالب آن شب گفت: انی مقتول لو قد أصبحت. هرگاه صبح شود من مقتول خواهم بود.

در روایت پنجم این کتاب از قول هشام بن محمد کلبی آمده است که مردی از نخع مرا روایت کرد که صالح بن میثم بن عمران بن میثم تمار از پدرش روایت کرد: علی برای نماز صبح بیرون آمد. تکبیر نماز را گفت. سپس یازده آیت از سوره انبیاء خواند. در این وقت ابن ملجم با شمشیر بر فرق امام زد. مردم بر سر او ریخته، شمشیر را از دستش گرفتند. آنان در نماز بودند. علی به رکوع رفت سپس سجده کرد. من او را دیدم که خون از سرش جاری بود و همین طور که سجده می کرد خون سر او این طرف و آن طرف می ریخت. باز برای رکعت دوم برخاست، اما منقلب شده. قراءت را آرام کرد. سپس نشست و تشهد را خواند و سلام داد و به دیوار مسجد تکیه کرد.

در روایت هفتم آمده است که ابن بجره اشجعی و ابن ملجم با هم قرار داشتند تا با شمشیر به امام حمله کنند. شمشیر یکی خطا رفته به دیوار خورد و شمشیر ابن ملجم اصابت کرد. آنان هر دو گریختند. ابن بجره به سمت کنده رفت و ابن ملجم به سمت بازار. ابن ملجم را گرفتند و نزد امام آوردند.

در روایت 11 آمده است که دو شب قبل از این ماجرا، وقتی امام وارد مسجد شد و افراد را از خواب بیدار می‌کرد، ابن ملجم نزد آن حضرت آمد و نامه‌ای به دست امام دارد که او را دعوت به توبه کرده بود. امام آن لحظه نتوانست بخواند . بعد از نماز آن را باز کرده خواند. در آن نوشته شده بود: تو را به توبه از شرک دعوت می‌کنم. حضرت فرمود: صاحب این نامه کیست؟ کسی پاسخ نداد. امام آب دهان بر آن انداخت و محو کرده بیرون انداخت و فرمود: لعنت خداوند بر او.

در روایت 12 به نقل از امام باقر علیه السلام آمده است: آنگاه که خداوند اراده کرد که کرامت شهادت با ضربت ابن ملجم نصیب امام علی شود، ابن ملجم شب را در مسجد بنی‌اسد بود. وقتی هوا تاریک شد به خانه‌ای از خانه‌های کندیان رفت. یک جمعه پیش از آن امام روی منبر از زبان رسول خدا (ص)‌نقل کرد که آن حضرت به من فرمود: لایبغضک مؤمن و لا یحبک کافر. و افزود:‌ من در خواب دیدم که شیطانی ضربتی بر من زده و ریش مرا به خون سرم‌تر کرده است، اما این مرا ناراحت نکرد... این بود تا شب معهود که ابن ملجم کنار در کمین کرد. وقتی امام برای نماز وارد مسجد شد، ابن ملجم ضربه خود را فرود آورد. محمد بن حنیفه نزدیک آن حضرت ایستاده بود. او را گرفت. مردم نیز بر ابن ملجم یورش بردند تا او را بکشند. امام علی فرمود: صبر کنید. او را نکشید. اگر ماندم او را قصاص خواهم کرد یا خواهم بخشید. اگر نماندم، همان اصل نفس در برابر نفس.

در روایت 13 از قول عبدالغفار بن قاسم انصاری نقل شده است که گفت: از چندین نفر شنیدم که ابن ملجم شب را در خانه اشعث بن قیس خوابیده بود و او بود که وقت سحر به وی گفت:‌ صبح شد (یعنی زود برخیز)!. در آن صبحگاهان مؤذن مسجد بنی کنده حجر بن عدی بود و همو بود که در بالای مناره گفت: اعور علی را کشت. (ابن ملجم یک چشم داشت). بعد هم خطاب به اشعث گفت:‌ ابن ملجم نزد تو بود و تو با او نجوا می‌کردی.

بدین ترتیب این کتاب حاوی روایاتی است که موضوع شهادت امام علی علیه السلام را دنبال کرده است. در روایات اخیر این رساله، متن خطابه امام مجتبی علیه السلام پس از شهادت امام علی (ع) درج شده است.

در روایت 91 آمده است: زحر بن قیس گفت: حسن بن علی مرا به مدائن فرستاد تا خبر شهادت را به حسین بن علی که در آنجا بود برسانم. وقتی رسیدم حسین بن علی گفت: زحر! چرا رنگ صورتت تغییر کرده است؟‌ گفتم: امیر المؤمنین را در آخرین روز حیاتش در این دنیا و اولین روزش در آن دنیا ترک کردم. این هم نامه حسن به شماست. امام پرسید: چه کسی او را کشت. گفتم: مردی از بنی مراد از مارقین فاسق که به او عبدالرحمان بن مجلم می گویند. پرسید: آیا کشته شد؟ گفتم: آری. تکبیر گفته افزود: انا لله و انا الیه راجعون و الحمد لله رب العالمین، چه مصیبت بزرگی؟ با این که رسول خدا فرمود: هرگاه مصیبتی بر شما وارد شد، از مصائب من یاد کنید که بالاتر از آن نیست. رسول خدا راست گفت و این مصیبت پس از مصیبت او بالاترین بود و من در عمرم مصیبتی بالاتر از آن نخواهم دید. سپس فرمود: ان البلاء الینا أهل البیت سریع. مصیبت برای ما اهل بیت سریع است. و الله المستعان. در آن وقت، حسین بن علی، مردمان مدائن را جمع کرده و نامه امام حسن را برای آنان خواند. همانجا بود که ابن السوداء که مردی از همدان بود و به او عبدالله بن سباء می گفتند: گفت: حتی اگر علی را در قبر ببینم، می‌دانم که او نخواهد مرد تا ظهور کند. در این وقت، گریه و زاری و استغفار مردم بلند شده و به حسین بن علی تعزیت گفتند و آن حضرت در میان مردم به کوفه بازگشت.

در پایان روایاتی در برتری امام علی علیه السلام از قول این و آن نقل شده است. در روایت 97 آمده است: عبدالملک بن سلیمان گوید: به عطاء‌ گفتم: آیا احدی از اصحاب رسول الله فقیه‌تر از علی بود؟ گفت: نه والله من کسی را نمی‌شناسم.

روایت 109 شمار فرزندان امام علی علیه السلام است:

حسن بن علی که نیمه رمضان سال سوم به دنیا آمد و رسول الله او را حسن نامید. روز سوم ربیع الاول سال 50 هم درگذشت.

حسین که پنجم شعبان سال چهارم هجرت به دنیا آمد و روز عاشوراء دهم محرم سال 61 به دست سنان بن انس نخعی که لعنت خدا بر او باد کشته شد و خولی بن یزید اصبحی سر او را جدا کرد.

زینب دختر بزرگ علی که همسر عبدالله بن جعفر شد. ام کلثوم کبری که همسر عمر شد و بچه ای از او نماند. مادر اینها فاطمه زهرا دختر رسول خدا بود.

محمد حنفیه که مادرش خوله دختر جعفر بن قیس بود. از امام باقر از علی از پیامبر نقل کرده است که حضرت فرمود: بین اسم و کنیه من در یک شخص جمع نکنید. امام علی عرض کرد: اگر من بعد از شما پسری داشتم، نام و کنیه شما را روی او خواهم نهاد. پیامبر به من اجازه دادند. محمد حنفیه خود می گفت: من سه سال مانده به اتمام خلافت عمر به دنیا آمدم. همو در سال 81 هجری گفت: اکنون 66 ساله‌ام. همان سال درگذشت


تاريخ : چهارشنبه 9 مرداد1392 | 9:59 | نویسنده : مظفر كوچكي |

محل دقیق شهادت حضرت علی(ع)

محل دقیق شهادت حضرت علی(ع) 

برای روشن شدن محل دقیق شهادت حضرت امیرمؤمنان علی(ع) نگاهی کوتاه به برخی از منابع تشیع و تسنّن میافکنیم و به زوایای آن واقعه دردناک و تأسف‏بار به نظاره مینشینیم...

محل دقیق شهادت حضرت علی(ع)

نخست به خلاصه داستان شهادت آن حضرت اشاره میشود و سپس نگاهی به متون برخی از منابع شیعه و اهل سنت خواهیم داشت/
امیرمؤمنان(ع) در سحرگاه شب نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجرت، طبق معمول برای اقامه نماز جماعت صبح از خانه به مسجد کوفه روانه شد. آن شب باز کردن درِ خانه که از چوب خرما بود برای آن حضرت دشوار گردید، آن بزرگوار در را از جای بیرون آورد و کنار گذاشت و این شعر را خواند:
اُشْدُدُ حَیاز یَمکَ لِلْمَوْتِ فَاِنَّ الْمَوْتَ لاقیکاوَ لا تَجْزَعْ مِنَ الْمَوْتِ اِذا حَلَّ بِوادیکا
کمربند و سینه خود را برای مرگ ببند، زیرا مرگ تو را دیدار خواهد کرد، و از مرگ اندوهناک مباش و بی تابی مکن در وقتی که در خانه تو فرود میآید.
آن گاه به سوی مسجد حرکت کرد. اول دو رکعت نماز خواند و سپس بالای بام رفت تا اذان بگوید. با صدای بلند اذان گفت که صدایش به گوش تمام ساکنان کوفه میرسید، سپس از بام پایین آمد و به محراب رفت و مشغول نماز نافله صبح شد، وقتی که خواست سر از سجده اولِ رکعتِ اول بردارد، در آن تاریکی، ابن ملجم آن چنان شمشیر بر فرق مقدس آن حضرت زد، که فرق سر آن بزرگوار تا نزدیکی پیشانی شکافته شد. امام علی(ع) در این هنگام گفت: «بِسْمِ الله وَ بِالله وَ عَلی مِلَِّْ رَسُول الله فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبه، به نام خدای و برای خدا و بر دین رسول خدا، به خدای کعبه سوگند رستگار شدم». سپس مقداری از خاک محراب را برداشت و روی زخم سرش پاشید و این آیه را خواند: (مِنْها خَلَقْناکُمْ وَ فِیها نُعیدُکُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُکُمْ تارًَْ اُخْری)، ما شما را از خاک آفریدیم و در آن باز میگردانیم و از آن نیز بار دیگر شما را بیرون میآوریم/
در این لحظه جبرئیل بین زمین و آسمان فریاد زد: «تَهَدَّمَتْ وَ الله اَرْککانُ الْهُدی، وَانْطَمَسَتْ اَعْلامُ التُّقی وَانْفَصَمَتْ الْعُرْوَِْ الْوُثْقی، قُتِلَ ابْنُ عَمِّ الْمُصْطَفی، قُتِلَ عَلِیُّ الْمُرْتَضی، قَتَلَهُ اَشْقَی الاْ َشْقیأِ»، سوگند به خدا استوانه‏های هدایت، ویران شد، و نشانه‏های بزرگ تقوی تاریک گردید، و دستگیره محکم ایمان شکسته شد، پسر عموی مصطفی(ص) کشته شد، علی مرتضی کشته شد، او را شقیترین اشقیا کشت.{1}
و اما مکان و زمان شهادت در برخی از منابع شیعی و اهل سنت:
1. مرحوم علامه مجلسی؛ با نقل حدیثی از امام علی بن موسی الرضا(ع) مینویسد: هنگامی که ابن ملجم - لعنْ الله علیه - بر سر مبارک علی(ع) ضربت شمشیر را میخواست وارد سازد با خود همدستی داشت که ضربت او به دیوار برخورد کرد اما ابن‏ملجم در حالی که علی(ع) در سجده بود، ضربتی بر فرق مبارک آن حضرت وارد ساخت.{2}
2. سید بن طاووس در کتاب «مصباح الزائر» در ضمن نقل زیارت جامعه ائمه المؤمنین(ع) به نقل از ائمه معصومین(علیهم السلام) مینویسد: «و انتم بین صریع فی المحراب قد فلق السیف هامته»;{3} و بعضی از شما اهل بیت(علیهم السلام) در محراب عبادت به زمین افتاده در حالی که شمشیر زهرآلود فرق مبارکش را شکافته است. و این دلیل دیگری است که امیر مؤمنان علی(ع) در محراب عبادت به شهادت رسیده است/
3. «ابن قتیبه دینوری» از مورخین شهیر اهل سنت در کتاب معروف الامامْ و السیاسْ، حادثه شهادت امیرمؤمنان علی(ع) را چنین گزارش کرده است: در صبح روز جمعه که ده روز از ماه رمضان، در سال چهلم هجرت باقی مانده بود، علی(ع) از منزل خود برای اقامه نماز وارد مسجد شد و هنگامی که در محراب عبادت نماز را شروع کرد ابن‏ملجم بر او حمله کرد و در حالی که گفت: الحکم لله لا لک یا علی! با ضرتب شمشیر فرق مبارک علی را شکافت و علی(ع) گفت: «فزت و رب الکعبه».{4}
4. دانشمند معروف اهل تسنن «سبط بن جوزی» مینویسد: هنگامی که حضرت علی(ع) در محراب عبادت قرار گرفت چند نفر به او حمله‏ور شدند و ابن‏ملجم ضربتی بر آن حضرت فرود آورد و بلافاصله با همراهانش گریختند.{5}
5. محمد بن جریر طبری در تاریخ خود کیفیت شهادت امام علی(ع) را به نقل از محمد حنفیه{6} چنین گزارش کرده است: آن شب من در مسجد بودم و عده‏ای دیگر نیز در مسجد بیتوته کرده و مشغول عبادت بودند. نزدیک صبح امیر مؤمنان علی(ع) وارد مسجد شد و با صدای بلند فرمود: ایُّها الناس، الصلاْ، الصلاْ متوجه نشدم که آیا آن حضرت بعد از عبور از درگاه مسجد این کلمات را گفت یا قبل از آن. ناگهان چشمم به برق شمشیری افتاد و در آن لحظه شنیدم که یکی میگفت: الحکم لله یا علی لا لک و لا لاصحابک، شمشیری را دیدم و بار دوم همان ضربت بر امام(ع) وارد آمد. علی(ع) فرمود: نگذارید مرد قاتل فرار کند جمعیت حاضر در مسجد ضارب را احاطه کردند.{7}
6. «ابوالحسن مسعودی» مورخ نامدار اهل سنت در قرن سوم هجری نیز در مروج الذهب مینویسد: ابن ملجم با همدستان خود در مقابل دری که علی از آن جا وارد مسجد میشد مخفی شدند، علی(ع) هر روز هنگام اذان صبح میآمد و مردم را برای نماز بیدار میکرد ابن ملجم بر اشعث که در مسجد بود گذر کرد و اشعث به او گفت: صبح تو را رسوا کرد. حجر بن عدی که این سخن را شنید گفت: ای اعور! او را به کشتن دادی خدا تو را بکشد. در این لحظه علی(ع) وارد مسجد شده و ندا میداد: ای مردم برای نماز آماده شوید. ابن‏ملجم و یارانش به او حمله کرده و میگفتند: «الحکم لله لا لک»، ابن ملجم با شمشیر ضربتی بر پیشانی آن حضرت زد.{8}
7. سید نعمت الله جزایری از محدثین قرن دوازدهم هجری در کتاب قصص الانبیأ خود روایتی را از پیامبر اکرم(ص) نقل میکند که دلالت روشنی بر شهادت علی(ع) در محراب عبادت دارد. او میگوید: روزی رسول الله(ص) به علی(ع) فرمود: «یا علی صبر تو چگونه خواهد بود آن روزی که فرق تو شکافته شده و محاسنت از خون سرت رنگین شود در حالی که تو در محراب عبادت سجده کرده‏ای؟! علی(ع) فرمود: یا رسول الله! آن جا مقام شکر است نه مقام صبر.{9}
از متون تاریخی فوق که از منابع معتبر اهل سنت و شیعه میباشند چنین برمیآید که محل شهادت علی(ع) محراب عبادت و در حال نماز در مسجد کوفه بوده است/
[1].فروغ ولایت، ص 697؛ منتهی الاَّمال، ج 1، ص 174؛ انوار البهیه، ص 61/
[2].بحارالانوار، ج 42، ص 5 - 2 - 6 - 2/
[3].بحارالانوار، ج 99، ص 165/
[4].الامامْ و السیاسْ، ج 1، ص 160/
[5].تذکرْ الخواص، ص 177/
[6].تاریخ طبری، ج 3، ص 157/
[7].این شخص در سایر منابع محمد حنیف ثبت شده و ظاهراً غیر از محمد حنفیه فرزند آن حضرت میباشد/
[8].مروج الذهب، ج 2، ص 412/
[9].القصص الجزائری، ص 351/
منبع:همشهری آنلاین
ویرایش وتلخیص:آکاایرا



تاريخ : چهارشنبه 9 مرداد1392 | 9:56 | نویسنده : مظفر كوچكي |

 

شهادت امام علی (ع) تسلیت باد



 

کو، آن که بردوشش کشاند در دل شب
قوت یتیم و دردمند و زار و مضطر
از ماتم جانکاه او هر رادمردى
دست مصیبت مى زند بر سینه و سر . . . 

در آن شب قدری که قدرش را نمی دید / دست شقاوت تیغه ای از کینه ها داشت

در سجده افتاد آفتاب و ذکر می گفت / در زیر لب«فزت برب الکعبه»را داشت . . .
 


تاريخ : چهارشنبه 9 مرداد1392 | 9:55 | نویسنده : مظفر كوچكي |

شب های قدر

 

qadr02

شبی است که «لیلة البراتش» خوانند: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند

شبی که در آن خطاب می‌آید: کجایند جوانمردان شب‌خیز که در آرزوی دیدار، بی‌خواب و بی‌آرام بوده‌اند و در راه عشق شربت بلا نوشیده‌اند، تا خستگی ایشان را مرهم گذاریم و اندر این شب قدر ایشان را با قدر و منزلت گردانیم؛ که امشب، شب نوازش بندگان است و وقت توبه گنهکاران. 

تقدیری سراسر خیر، برکت، خرسندی، سلامت، خوشبختی، سعادت دنیا و آخرت، توشه شب قدرتان باد.

 



تاريخ : چهارشنبه 9 مرداد1392 | 9:51 | نویسنده : مظفر كوچكي |

فضیلت شبهای قدر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (۱)
وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ (۲)
لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (۳)
تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (۴)
سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ (۵)

با توجه به آیات سوره قدر می‌توان به فضیلت‌های شب قدر پی برد:
۱. قرآن در آن نازل شده است.
۲. عبادت و احیای آن معادل بیش از هزار ماه است.
۳. خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می‏شود.
۴. رحمت خاص خدا شامل حال بندگان می‏گردد.
۵. فرشتگان و روح در آن شب نازل می‏گردند.

شب قدر از شب‌های مقدس و متبرک اسلامی است. خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد کرده و سوره‌ای نیز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است. در تمام سال، شبی به خوبی و فضیلت شب قدر نمی‌رسد. این شب، شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائکه و روح نیز نام گرفته است. عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در این شب، مقدرات یک سال انسان‌ها و روزی‌ها، عمرها و امور دیگر مشخص می‌شود. ملائکه در این شب بر زمین فرود می‌آیند، نزد امام زمان(عج) می‌روند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه می‌دارند. شب‌زنده‌داری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب، بسیار توصیه و تأکید شده است.

عظمت و فضیلت این شب بر سایر شبها را از این امور می‌توان به دست آورد:

۱) آمرزش گناهان: پیامبر خدا(ص) در تفسیر سوره «قدر» فرمودند:
«هر کس شب قدر را احیا بدارد و مؤمن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامی گناهانش آمرزیده میشود.»

۲) قلب رمضان: امام صادق(ع) فرمودند:
«از کتاب خدا استفاده می‌شود که شماره ماههای سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سرآمد ماهها ماه رمضان است و قلب ماه رمضان لیلة القدر است.»

۳) نزول قرآن: طبق روایات، مجموع قرآن در شب قدر دفعی و یکباره بر پیامبر (ص) نازل شده است. این نزول دفعی و یکباره قرآن است، اما نزول تدریجی قرآن طی 23 سال دوران نبوت پیامبر گرامی(ص) به صورت الفاظ نازل شده است.
۴) برتر از هزار ماه: نزول همه‌ی ملائکه و روح در شب قدر بر زمین و سلام دادن بر بندگان خدا نشانه شرافت آن بر هزار ماه است. امام باقر(ع) فرمودند:
«عمل صالح در شب قدر از قبیل نماز، زکات و کارهای نیک دیگر بهتر است از عمل در هزار ماهی که در آن شب قدر نباشد.»

فرصت شب قدر را غنیمت بدانیم

شب قدر فرصتی است زرین و طلایی برای شستشوی آینه دل. این شب بهترین فرصت است تا خوبی‌ها را جایگزین بدیها، صلح و صفا را جایگزین اختلاف و تفرقه، احسان و نیکی را جایگزین ظلم و ستم، احسان به والدین را جایگزین عاق والدین و صله رحم را جایگزین قطع رحم نماییم. نیکو و شایسته است با صدقات قدمی در جهت آبادانی خانه آخرت برداریم و با اعمال نیک و خیر، ثواب دو چندان ببریم.
در شب قدر که شب‌زنده‌داری می‌کنیم، خداوند نام ما را در گروه نیک‌بختان ثبت می‌کند و آتش جهنم را بر ما حرام می‌سازد. آیا توفیقی بالاتر از این هست که آتش جهنم بر ما حرام شود و به خدا نزدیک‌تر شویم؟
دعاهای شبهای رمضان مجموعه‌ای است روشنی‌بخش که با تکرار تلاوت آنها، آموزش‌های آن‌ها به صورت هدف‌هایی برای ما در می‌آیند. پس هنگام خواندن این ادعیه شایسته و بهتر است مفهوم آنها را نیز همواره مدنظر داشته باشیم و با تلاش و کوشش به سوی این هدف‌های مطرح‌شده در دعاها گام برداریم.


تاريخ : چهارشنبه 9 مرداد1392 | 9:46 | نویسنده : مظفر كوچكي |
.: Weblog Themes By SlideTheme :.